لوییزا می الکات🌒درکنکورستان·۲۲ روز پیشتجربیات یک کنکوری پیشکسوت(1)آنچنان شجاع و ساکتی که فراموشم شد رنج میکشی!
لوییزا می الکات🌒·۲۵ روز پیشاز روزهایی که کسی برخط نبود(۲)دنیا پر از رنج است با این حال درختان گیلاس شکوفه میدهند؟ نمیدانم...
لوییزا می الکات🌒·۱ ماه پیشاز روزهایی که کسی بر خط نبود!خاموشی این روزها، بیشتر وادارم میکنه به نوشتن ولی دریغا که قلم همراهی نمیکنه...چرا همیشه باید چیزی نباشه یا کم باشه تا قدرش رو بیشتر بدونیم…
لوییزا می الکات🌒·۲ ماه پیشاین روزها(۱)خیلی خیلی رندوم:)سلامی دوباره به ویرگول، هرچقدر کمتر و با فاصله زمانی بیشتر در اینجا مینویسم، بیشتر نوشتن یادم میره!این روزام رو اگه بخوام…
لوییزا می الکات🌒درکنکورستان·۶ ماه پیشدر انتظار رویت ما و امیدواریمگه نمیگفتن نه بی تو نه باتو، حقیقتش را بخواهی انتظار شیرین تر است؟ بهتره بگن: تو شبی در انتظاری ننشسته ای چه دانی؟🌚وقتی آدمی در انتظار چی…
لوییزا می الکات🌒·۷ ماه پیشویرگول یا پناهگاه؟از وقتی که دیگه اینجا ننوشتم، حس میکنم افسردگی در وجودم رخنه کرده، اینجا برای درونگرایی مثل من خیلی جوابه تا حرف زدن با آدمای مختلف!حس میکن…