ویرگول
ورودثبت نام
سبا بابائی
سبا بابائیچگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
سبا بابائی
سبا بابائی
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

خیابان

خوشحالم که می‌شود آمد به خیابان و از میزان مزاحمت‌هایی که تا مدتی قبل بود کاسته شده است.

کمی گرم است، اما نه آنقدر که نشود پیاده‌روی کرد. نرم بادی می‌وزد و خوب است.

کاش تعداد ماشین‌ها هم کمتر بود.

صبح خواب ماندم و کمی دیرتر رسیدم باشگاه، اما تمرینم به موقع تمام شد.

عادت داریم با خانوم‌ "میم" کمی سر کوچه بایستیم و گپ بزنیم. امروز خانوم "نون" هم سر رسید و نیم ساعتی به گپ و گفت و شوخی گذشت.

خانومی گذشت، سرحال گفت: به‌به چه خانوم‌های قشنگ و رنگی رنگی، شهرو زیبا کردید.

چند دقیقه بعد خانوم دیگری عبور کرد و گفت: همیشه لبتون به خنده باز باشه.

انرژی داشتیم و این حرف‌ها انرژی‌مان را چند برابر کرد.

بعد که آمدم خانه یکی از آشنایان قدیمی پیام گذاشته بود و احوالپرسی کرده بود. وسط حرف‌هایش گفته بود، قبلا کمی چاق بودی حالا چطور؟

باورم نمی‌شود آدمی با کلام چه کارها که نمی‌تواند بکند. روز کسی را بسازد و یا روز خوب کسی را خرابش کند.

البته که روز من با این حرف‌ها خراب نمی‌شود. ولی شعور برخی بدجور زیر سوال است. :)

خلاصه کلاس و ناهار و کارهای معمول و حالا هم پیاده‌روی سر شبانه...

روی لبه‌ی یک باغچه نشسته‌ام و می‌نویسم و از لحظه‌ام لذت می‌برم. هدست هم نگذاشتم دلم‌ می‌خواست صدای محیط را بشنوم.

راستی چرا انقدر بچه‌ها گریه می‌کنند؟

خلاصه تا یک ساعت دیگر هم هستم و بعد برمی‌گردم خانه...

درس امروز انرژی‌های خوب و مثبت را بگیر باقی همه را دور بریز...

خانه
۰
۰
سبا بابائی
سبا بابائی
چگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید