ویرگول
ورودثبت نام
سبا بابائی
سبا بابائیچگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
سبا بابائی
سبا بابائی
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

دلم‌ می‌خواست...

بوک‌مارک شماره‌دوزی
بوک‌مارک شماره‌دوزی

دراز می‌کشم و به سفیدی سقف خیره می‌شوم. سرماخورده و بیمار کل روز را به همین شکل گذرانده‌ام. گفت‌وگوی هوشنگ مرادی کرمانی با سروش صحت را می‌شنوم. چقدر شیرین حرف می‌زند. کتاب‌هایش را سرچ می‌کنم و در لیست خواهم خواند می‌نویسمشان.

باز به سقف سفید خیره می‌شوم.

دلم می‌خواست تنها دغدغه‌ام درس خواندن و کتاب خواندن باشد.

دلم می‌خواست صبح‌های زود بیدار شوم. دغدغه‌ام این باشد زودتر بزنم بیرون و پیاده‌روی کنم، بروم تمرین.

دلم می‌خواست کارهای هنری انجام دهم.

دلم می‌خواست برای تولدم که اواسط اسفند است، جشن کوچکی ترتیب بدهم.

دلم می‌خواست همه را خوشحال و در حال خرید شب عید ببینم.

دلم می‌خواست ذوق عید را داشتم.

دلم می‌خواست بروم تره‌بار خرید کنم، بیایم آشپزی کنم.

دلم می‌خواست با دوستانم بنشینم و فقط حرف از چه خوانده‌ایم و چه دیده‌اییم و کجا برویم باشد.

دلم می‌خواست پدر غم نان نداشت، مادر غصه‌ و حسرت نداشت.

دلم می‌خواست خون جوانان وطن به جای جاری شدن در کف خیابان‌ها در رگ‌هایشان جاری بود. زنده بودند و نفس می‌کشیدند.

دلم می‌خواست....

خیلی چیزهایی از این دست دلم می‌خواهد. معمولی و ساده... جریان یک زندگی عادی...

این همه غم و حسرت چیست که بر سرمان آوار کرده‌اند.

حالا می‌بینم یکی یکی اعضای ویرگول اینجا را ترک می‌کنند. این هم غمیست روی غم‌های دیگر...

زندگی عادیسروش صحتکتاب خواندن
۱۳
۱
سبا بابائی
سبا بابائی
چگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید