سلام از شنبه. در پستهای قبل چندین بار اشاره کردهام که شنبهها را دوست دارم. از شروع هفته و برگشتن به روتین و نظم در زندگی بسیار لذت میبرم.
از روز نو، هفتهی نو خوشم میآید. انگار هر شنبه یادآور این است که وقتش رسیده، شروع کن. یا نه، اگر شروع کردهای ادامه بده. کم آوردن در کار ما نیست. تلاشت را بیشتر کن و هفتهای دلپذیر برای خودت بساز.
آدم یککلامی نیستم، اما دلم میخواهد سر برنامهریزی کارها را پیش ببرم. خیلی از کار یکهویی (مگر سفرهای یکروزه) استقبال نمیکنم.
بعد از بارها سعی و خطا متوجه شدم برنامهریزی بدون در نظر گرفتن زمانهایی برای استراحت کاری عبث و بیهوده است. بیایید این فکر را که تمام روزم را باید مشغول و در حال فعالیتی باشیم را رها کنیم. اگر امکان این را داریم که زمان مکفی را به استراحت بپردازیم چرا زندگی را برای خودمان سخت کنیم و یک لنگه پا بایستیم که نه تمام وقت باید کاری انجام دهم وگرنه روزم را کشتهام. من از موضع خود پایین آمدم. شما هم یا پایین میآیید یا خستگی و فشار پایینتان میآورد.

استراحت و تجدید قوا مهم است.
حالا با توجه به روند زندگیام در بهار و تابستان روزهای کاری و تعطیل من دارند جابجا میشوند. چه عیبی دارد؟ هیچ...
جمعهها همیشه روز خانواده بوده و چون در این دو فصل بیشتر در کنار بقیه خانواده هستیم و کار هم زیاد است. آخر هفتهها بیشتر فعالیت دارم، پس دیگر وقتی برای استراحت نمیماند. پس تصمیم گرفتم شنبه را روز تعطیل اعلام کنم. البته به جز باشگاه که تعطیل بردار نیست. باقی روز را به مطالعه و کارهای دلخواه و استراحت میگذرانم.
یکشنبه و دوشنبه و سشنبه روزهای اصلی هفته میشوند. چهارشنبه را شناور باقی گذاشتم. اگر شد کار میکنم. نشد هم هیچ... پنجشنبه و جمعه هم وقف خانواده و باغ و کارهای متفرقه.
پس همچنان شنبهها را دوست دارم. روزی برای تجدید قوا و نفسگیری برای ادامه دادن.
یک دلیل دیگر که شنبه را دوست دارم. قرار هفتگی با ساحل است. هر هفته شنبه ساعت ۳ بعدازظهر آنلاین میشویم و گپ میزنیم و کتاب میخوانیم. قشنگ نیست؟ چرا هست خیلی هم هست. امتحان کنید. این را مدیون تکنولوژی هستیم.

به هر حال مجبور نیستم روزهایم را مطابق ایام هفته چینش کنم. روند زندگی من اینطور ایجاب میکند. پس مقاومت نمیکنم و همراه میشوم.
بیایید سخت نگیرم و زمخت نباشیم.
۱۳ اردیبهشت ۴۰۴