۶صبح ورودی کوه بودیم، و ملت همیشه در صحنه داشتن برمیگشتن، به خواهری گفتم یعنی آرزو به دل موندم یه بار بیام کوه کسی برنگرده… بالا که رسیدیم یه آقایی گفت نرین جلوتر، من ساده فکر کردم اتفاقی افتاده، پرسیدم چرا؟ گفت اخه خسته میشین، سلسله جبال نمکن بعضیاا باید بگیم جومونگ بیاد ببرتشون…

جلسه کوچینگ داشتم با کوچ خودم، بهش میگم قبلا از دیدن یه گل از جدول بیرون زده، یه گربه و آدم های تو خیابون کلی ذوق میکردم ولی الان اینقد تو ذهنمم که نگاه میکنم اما چیزی نمیبینم، دارم نگران خودم میشم، انگار چیزی در من مرده که نمیدونم چیه، وی معتقده هممون تو همین وضعیتیم و من تنها نیستم…
یه جا تبلیغ دادم واسه جلسات کوچینگ و تاکید کردم پیام بدین، صبح دیدم که دیشب ساعت ۱۱ یه شماره ناشناس زنگ زده وگوشیم رو اسلیپ مود ریجکت کرده، بعد تکست داده که من برای جلسه کوچینگ تماس گرفتم!! به نظرتون همین الان ارجاع بدم روانپزشک یا زوده؟!
سریال چینی رو تمومش کردم، پسر نقش اولش چقد گوگولی بود، دختره بهش گفت بیا کات کنیم، رفت یه عااالمه کادو براش خرید، گفت حالا که قراره جدا بشیم تا جشن تولد صدسالگیت برات کادوگرفتم هر سال یکیشون رو باز کن، فکر کن نزدیک ۷۰تا کادو با نامه برای هرسال، حالا کادو هیچی، خیلیه بشینی یه جا واسه ۷۰ ساله طرف نامه بنویسی😍…
امروز موقع خرید خانم صندوقدار شماره و اسم و فامیل پرسید، بعد گفت من تا حالا افسانه جووون ندیده بودم، گفتم منم جوون نیستم پیرم ظاهرم غلط اندازه 😄
از وقتی آدرین خیلی کوچولو بود، باهم کاردستی درست میکردیم، یه نفر داشت تعریف میکرد که بچش با داییش رفته بیرون، آدرین پرسید خالش کجاس؟ خانومه گفت خاله نداره، آدرین با یه قیافه ناراحت گفت اخی پس کی براش کاردستی درست میکنه؟؟😂😂 تو مسیر ازش پرسیدم خاله فقط واسه کاردستی لازم میشه؟ خدا رو شکر یه لیست بلند بالایی از کاربردهام رو گفت به زندگی امیدوار شدم، همین حالا هم که داشتم اینو مینوشتم بهم گفت خاله خیلی خوبی تو نابغه ای😉😂 روحیه دهی صد از صد…
همه دوستام یک صدا شدن که اپ ایرانی نصب کن، من اما یه مقاومت خاصی دارم بهشون، گفتم کاری با من داشتین دبلیو دبلیو دبلیو دات کفتر کاکل به سر دات کام…🕊️🕊️