عصری رفتیم کوه، یه آقایی به پونصد و شصت روش سامورایی اومد از جلوی ما رد شد و هربار بسیار تلاش کرد یه ارتباطی بگیره، واقعا غبطه میخورم به این اعتماد به سقف برخی آقایون، موی کچل، شکم گنده، قد کوتاه، واه و واه و واه… بعد خوب برادر من برو با کبوتر خودت بپر، اجازه بده عقاب همیشه تنها هم تنها بمونه، اگه قرار بود اتفاقی بیفته همون بار اول می افتاد دیگه، حالا ما خیلی خانومیم بار اول نه دوم، دوم نه دهم، خدااااییی پونصد و پنجاه بار بعدی موجبات تهوع ما رو فراهم اوردی دیگه… الحمدلله که هیچی نداریم آرامشم نداریم از دست شما…
یه سریال چینی میبینم، اینقد شخصیتاش ناز و گوگولی و کیوتن و اینقد قشنگ پسره از دختره دلبری میکنه، اصلا من این ور با نیش باز به جای دختره ضعف میکنم، خوب جوان ایرانی یکم یاد بگیر دیگه…
امروز حالم بد شد رفتم دکتر، دکتره گفت قرص ضد بارداری یا اورژانسی مصرف کردین؟ من ها ها ها 😂😂😂 دکتر از یه سینگل به گور چه سوالایی میپرسین، خجسته دو عالم این رحمه سرخوش منه، ماه به ماه واسه خودش و جنین فرضی دیواره میسازه بعد میزنه خرابش میکنه یه جوری منو عذاب میده انگار من سفارش ساختش رو دادم که حالا باید تاوان تخریب رو من بدم…
اخر شب بچه دختر عمم خیلی جدی و بی مقدمه پرسید خاله چرا شوهر نکردی؟ گفتم چون مغازه شوهر فروشی خوب پیدا نکردم😁 معلوم نیس سینگلی چقد در صورتم هویدا بود که بچه دچار چنین پرسشی شده😜
راستی من هرچی بیشتر سوالای آیلتس رو میخونم بیشتر تو گِل فرو میرم، تو رو خدا اگه شماهم مثل منین بگین که تنها نیستم…
کتاب روانشناسی بالینی هم امروز ب دستم رسید فردا پاکت رو باز کنم حداقل جلد کتاب رو ببینم😬