
امروزه مشروعیت دیگر یک مفهوم ایستا نیست؛ بلکه یک میدان نبرد پویا میان انتظارات متضاد ذینفعان است. مدیران ارشد به دنبال اثربخشی و کنترل هستند، در حالیکه کارکنان و سایر ذینفعان، خواهان مشارکت، شفافیت و معنا. این دو رویکرد گاه چنان از هم دورند که هر ابتکار جدید، بهجای حل مسئله، خود به منبعی از تنش مشروعیت در سازمان، تبدیل میشود.
اما آیا راهی برای آشتی دادن این دو نگاه وجود دارد؟
مقالهای از آنا پلاتنیکووا و کرستو پاندزا در «Academy of Management» پاسخی نوآورانه به این پرسش ارائه میدهد: چارچوببندی دوسویه (Bidirectional Framing).
چارچوببندی دوسویه یعنی چه؟
تصور کنید سازمانی یک پلتفرم داخلی راهاندازی کرده تا کارکنان در تصمیمگیریهای استراتژیک مشارکت کنند. در ظاهر، این یک حرکت دموکراتیک است. اما در عمل، مدیران ارشد نگران از دست رفتن قدرت کنترل خود هستند و کارکنان نگران شنیده نشدن صدایشان. اینجاست که چارچوببندی دوسویه وارد میدان میشود.
چارچوببندی دوسویه یعنی طراحی پیامها، ساختارها، فرآیندها و رویهها بهگونهای که هم برای مدیران مشروع باشد و هم برای ذینفعان، معنادار. مثل ترجمهای همزمان میان دو زبان: زبان قدرت و زبان مشارکت.
رویههای پنهان، قهرمانان گمنام
نویسندگان مقاله نشان میدهند که این چارچوببندی دوسویه تنها با کلمات اتفاق نمیافتد. بلکه سازوکارهای پنهان ساختاری مثل الگوریتمهای پلتفرم، قوانین تعامل، و حتی زمانبندی انتشار محتوا، نقش کلیدی در شکلدهی به ادراک مشروعیت دارند. این سازوکارها مثل تنظیمات پشتصحنه یک نمایش هستند که بدون دیده شدن، مسیر روایت را تعیین میکنند.
چرا این مقاله و رویکرد چارچوببندی دوسویه مهم است؟
در عصر اکوسیستمها، سازمانهای شبکهای، پلتفرمهای مشارکتی، و تصمیمگیریهای جمعی، مواجهه با تنشهای مشروعیت، اجتنابناپذیرند. اما بهجای سرکوب یا نادیده گرفتن این تنشها، چارچوببندی دوسویه راهی برای پل زدن میان انتظارات است. این مقاله به مدیران نشان میدهد که مشروعیت نه با اجبار، بلکه با طراحی هوشمندانه و درک عمیق از زبانهای مختلف سازمانی بهدست میآید.
منبع:
Plotnikova, A., & Pandza, K. (2024). Bridging Expectations: Bidirectional Framing for Navigating Legitimacy Tension. In Academy of Management Proceedings (Vol. 2024, No. 1, p. 13578). Valhalla, NY 10595: Academy of Management.