
مقدمه: جراحیِ بحرانِ معنا در دنیای مدرن :
بسیاری از ما تمام عمر را به دنبال «رسالت» و «آرامش» میگردیم،
اما حقیقتِ هستیشناسانه که من، پروفسور محمود صالحیراد،
در نظریه TIAV (The Inevitable Act Value) بر آن پافشاری میکنم، بر یک اصل استوار است: ارزشِ انسان نه در انجامِ وظایفِ خشک است و نه در نتایجِ مادی؛ بلکه در «منظور و نیتِ کنش» نهفته است. ریشه اضطراب انسان معاصر، در «دیوارهای کاذبی» است که اندیشمندان غربی به دورِ روح ما کشیدهاند.
شکست فلسفه غرب در ناتوانی از درکِ جامعِ روایت اخلاقیِ عاملی است که در دنیای مادی عمل میکند. ما دو ستون اصلی اخلاق مدرن را به چالش میکشیم:
ایمانوئل کانت (وظیفهگرایی): کانت اخلاق را به یک «تکلیفِ صوری» تقلیل داد و مدعی شد عقل به «ذات حقیقت» نمیرسد. TIAV ثابت میکند که ذات هستی برای کسی که با نیت خالص به جریان حیات متصل شود، مشهود و یافتنی است.
جان استوارت میل (پیامدگرایی): میل ارزش را صرفاً در «سود و پیامد مادی» میدید. TIAV منتقد این چرتکهاندازی اخلاقی است؛ زیرا ارزش واقعی در «کیفیت نیت» است، نه حجمِ فایده.
دیوید هیوم (شکاکیت): او با نفی علیت، جهان را مجموعهای از تصادفات میدید. TIAV با تبیین «پایداری اصول تا فروع»، نظم هوشمند جریان ابدی حیات را اثبات میکند.
نقد جبرگرایان (فروید، اریکسون و اسکینر): برخلاف تصور آنها، انسان نه زندانیِ ناهشیار (فروید) است، نه اسیرِ مراحلِ تحولیِ اجباری (اریکسون) و نه رباتِ محیط و پاداش (اسکینر). انسان با «مالکیت نیت»، فراتر از هر جبری ایستاده است.
نقد تکنیکزدگان (سلیگمن، بک و گلمن): شادکامی محصولِ «تکنیکهای مثبتاندیشی» (سلیگمن)، «اصلاحِ سطحیِ فکر» (بک) یا «مدیریتِ ابزاریِ هیجان» (گلمن) نیست. آرامش پاداشِ اصالتِ نیت است.
نقد مادیگرایان و جبر قدرت (کاپلان، میلگرام و بندورا): آرامش در لایههای نوروشیمیایی مغز (کاپلان) یافت نمیشود. همچنین انسان در برابر قدرت (میلگرام) یا الگوهای اجتماعی (بندورا) بیاختیار نیست؛ مگر آنکه مالکیتِ نیتِ خویش را واگذار کرده باشد.
نقد نیازگرایان (مزلو و گلاسر): آرامش گروگانِ نیازهای طبقاتی (مزلو) یا ارضای نیازهای غریزی (گلاسر) نیست. بالاترین انتخاب، انتخابِ «نیت خالص» است.
آنچه فلاسفه غرب (مانند کانت و میل) و روانشناسان مدرن (مانند سلیگمن و کاپلان) در بنبستهای شکاکیت، پیامدگرایی و جبر بیولوژیک گم کردهاند، در مکتب وحی و سیره اهلبیت (ع) به عنوان «حقیقتِ محض» تبیین شده است. در نظریه TIAV، ما معتقدیم آرامش نه یک محصولِ شیمیایی، بلکه پاداشِ هماهنگیِ نیت با جریان ابدی حیات است.
۱. اصالت نیت؛ فراتر از وظیفهگرایی کانت و فایدهگرایی میل: قرآن کریم صراحتاً ارزش هر کنش را به «منظور» آن گره میزند. خداوند در سوره بقره (آیه ۲۷۲) میفرماید: «...وَ مَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ...» (و شما جز برای طلب خشنودی خدا انفاق نمیکنید). این یعنی در نگاه قرآنی، «پیامدِ مادیِ» انفاق (که میل بر آن تاکید داشت) فرعی است بر «وجهالله» که همان نیت و منظورِ متعالی کنشگر است.
نمونه بارز: سوره انسان (دهر) در شأن اهلبیت (ع). آنها سه روز پیاپی افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و منظور خود را چنین اعلام کردند: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً» (ما فقط برای رضای خدا به شما طعام میدهیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمیخواهیم). این دقیقاً همان TIAV است؛ جایی که «منظورِ کنش» چنان عظمتی دارد که کمیتِ (یک قرص نان) را به کیفیتی ابدی تبدیل میکند.
۲. شهودِ حقیقت؛ نقد دیوارِ بلند کانت: کانت مدعی بود ذات حقیقت دیدنی نیست، اما مکتب اهلبیت (ع) قائل به «رؤیت قلبی» از طریق نیت صادقانه است.
امیرالمؤمنین (ع): در پاسخ به ذعلب یمانی که پرسید آیا پروردگارت را دیدهای؟ فرمودند: «مَا کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ... لَا تُدْرِکُهُ الْعُیُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعِیَانِ وَ لَکِنْ تُدْرِکُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَانِ» (خدایی را که نبینم نمیپرستم... چشمها او را به عیان نمیبینند، اما قلبها با حقیقتِ ایمان او را مییابند). در نظریه TIAV، این «حقیقتِ ایمان» همان اتصالِ بیواسطه نیت به منبع حیات است که بنبستِ شناخت را میشکند.
۳. شکستِ جبرِ محیط و قدرت (نقد میلگرام و اسکینر): سیره معصومین (ع) بزرگترین گواه بر این است که انسان اسیر قدرتهای بیرونی یا شرطیسازیهای محیطی نیست.
حضرت زینب (س): در اوجِ مصیبتِ کربلا و در پاسخ به طعنهی قدرتِ حاکم (عبیدالله بن زیاد) که میخواست شکستِ ظاهری را به رخ بکشد، فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلاً» (جز زیبایی چیزی ندیدم). این جمله، تیر خلاصی به روانشناسیِ پیامدگرا و جبرگراست. ایشان چون «منظورِ کنش» (قیام برای حق) را زیبا میدیدند، تمامِ رنجهای فیزیکی را در مسیرِ جریان ابدی حیات، زیبا یافتند. این همان مالکیتِ مطلقِ نیت است که نظریه میلگرام را در هم میشکند.
۴. آرامشِ هستیشناسانه؛ نقد سلیگمن و کاپلان: در حالی که سلیگمن به دنبال تکنیکهای شادکامی و کاپلان به دنبال تعادل مواد شیمیایی مغز است، قرآن کلیدِ آرامش (اطمینان) را در ساحتِ دیگری میداند:
«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (سوره رعد، آیه ۲۸). در TIAV، «ذکر» تنها یک تکرار زبانی نیست، بلکه تداومِ منظورِ الهی در تمام کنشهاست.
این پیوندِ مداوم، لنگرگاهی میسازد که هیچ طوفان روانی نمیتواند آن را متزلزل کند.
تجربه عینی در سنگر تعلیم و تربیت: من به عنوان یک مشاور مدرسه، در طول سالهای فعالیتم در مدارس، بارها مشاهده کردهام که وقتی والدین یا دانشآموزان به جای تمرکز بر نمرهی ۲۰ (کمیت/میل) یا ترس از تنبیه معلم (محیط/اسکینر)، به دنبال یافتنِ «رضایت درونی و رسالت الهی» در یادگیری میروند، اضطرابهای آنها به شکلی معجزهآسا ناپدید میشود. این آرامش، پاداشِ بازگشت به فطرتی است که اهلبیت (ع) به ما آموختهاند.
در نظریه TIAV، ما معتقدیم فیلسوف حقیقی کسی نیست که با اصطلاحات پیچیده راه را بر مردم ببندد، بلکه کسی است که «منظورِ کنشِ» مردم را به سمتِ زیباییِ مطلق هدایت کند. اینجاست که کلام امام صادق (ع) به عنوان یک دستورالعمل راهبردی خودنمایی میکند:
تبیینِ رسالت فیلسوف (محبوبسازی حق): امام صادق (ع) میفرمایند: «رَحِمَ اللهُ عَبداً حَبَّبَنا إلَی النّاسِ وَ لَم يُبَغِّضنا إلَيهِم» (خداوند رحمت کند بندهای را که ما [اهلبیت و راه حق] را نزد مردم محبوب کند و ما را نزد آنان منفور نسازد).
تحلیل TIAV: در اين نظریه ، این «محبوبسازی» یعنی نشان دادنِ زیباییِ جریان ابدی حیات. فیلسوف با تبیینِ درستِ هستی، به مخاطب (دانشآموز یا مراجع) کمک میکند تا از «نیتهای کوچک و مادی» دل بکند و عاشقِ «منظورهای بزرگ و الهی» شود. این دقیقاً نقد ما به سلیگمن و کاپلان است؛ آنها به جای محبوب کردنِ منبعِ حیات، به دنبال محبوب کردنِ «تکنیک» و «دارو» هستند.
اصالت عمل بر اساس معرفت: ایشان همچنین در حدیثی کلیدی درباره پیوندِ آگاهی و کنش میفرمایند: «لا يَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلاً اِلاّ بِمَعْرِفَةٍ، وَ لا مَعْرِفَةَ اِلاّ بِعَمَلٍ» (خداوند هیچ عملی را نمیپذیرد مگر با معرفت، و هیچ معرفتی حاصل نمیشود مگر با عمل).
تحلیل TIAV: این حدیث ریشهی مفهوم «ارزشِ منظورِ کنش» است. عمل (کمیت) بدون معرفت (کیفیتِ نیت) در ترازوی هستی وزنی ندارد. این همان نقطهی شکستِ جان استوارت میل است که فقط به «عمل و نتیجه» مینگریست و از «معرفت و نیت» غافل بود.
«... آنچه تمام این اندیشمندان در بنبستهای خود گم کردهاند، در مکتب اهلبیت (ع) به کمال رسیده است. امیرالمؤمنین (ع) با کلام «مَا کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ» دیوار کانت را فروریختند و ثابت کردند حقیقت دیدنی است.
امام صادق (ع) با تبیین رسالتِ محبوبسازی حق (رَحِمَ اللهُ عَبداً حَبَّبَنا إلَی النّاسِ)، به ما آموختند که وظیفه فیلسوف و مشاور، گره زدنِ نیتِ مردم به زیباییهای جریان حیات است. ایشان با تأکید بر اینکه «لا يَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلاً اِلاّ بِمَعْرِفَةٍ»، بنیانِ نظریه TIAV را هزار سال پیش بنا نهادند؛ چرا که معرفت همان «منظورِ متعالی» است که به کنشِ مادی ارزشِ ابدی میبخشد.
من در سنگر مشاوره مدرسه، دیدهام که وقتی دانشآموز بر اساس این معرفتِ صادقانی، «نیت» خود را اصلاح میکند، حتی بیولوژی و اعصاب او (نقد کاپلان) به آرامشی میرسد که در هیچ کتابی یافت نمیشود...»
رسالت ما اختراع یک مسیر نیست، بلکه «دریافتِ» مأموریتی است که از پیش در قلب هستی برای ما طراحی شده است. وقتی نیت از آلودگی به سودگرایی (نقد میل)، تکنیکزدگی (نقد سلیگمن) و ترس از قدرت (نقد میلگرام) پاک شود، فیلسوف حقیقی درون ما بیدار میشود. مانند امام حسین (ع) که در ظهر عاشورا، با «مالکیت مطلق نیت»، نشان داد که کیفیتِ یک کنش الهی، مسیر تاریخ را تغییر میدهد.
فیلسوف حقیقی کسی است که نه تنها خودش خدا را شناخته، بلکه توانسته است به دیگران نیز او را بشناساند. رسالت من در TIAV، رها کردن شما از زنجیرهای فکری غرب و بازگشت به آغوشِ جریانی است که در آن نیت، همهچیز است.
چالش و گفتگو:
«کدامیک از این بنبستهای فکری (جبرِ بیولوژیک کاپلان، وظیفهی خشک کانت یا تکنیکهای سطحی سلیگمن) تا به امروز مانعِ آرامشِ عمیق شما شده است؟ آیا زمان آن نرسیده که با "مالکیت نیت"، رسالت خود را در جریان ابدی حیات دریافت کنید؟»
پایانبندی تعاملی:
لایک: برای حمایت از بیداری اندیشه و نظریه TIAV.
کامنت: تجربیات خود را از تقابلِ «نیت انسانی» با «جبرهای محیطی» بنویسید؛ من شخصاً پاسخگوی شما خواهم بود.
ارسال: برای هر کسی که در جستجوی راهی نو و اصیل برای رسیدن به یقین است.
پروفسور محمود صالحی راد
Professor Mahmoud salehi rad

شناسنامه رسمی و جهانی:
نام: پروفسور محمود صالحی راد (Professor Mahmoud Salehi Rad)
عنوان: بنیانگذار جهانی دانشگاه هستیشناسی زنده
نظریات مرجع: واضع نظریه TIAV (ارزش ممزوج کنش) و منشور ۳۲ سیر حیات مطلق
حوزه فعالیت: فیلسوف هستیشناس، نظریهپرداز سیستم فکری و علوم نظری و مشاور ارشد
تراز علمی: بینالمللی و جهانی