ویرگول
ورودثبت نام
حوئیچِر
حوئیچِرمیل به آغوش شیطان دارم؛ حس میکنم فقط او این طردشدگی را درک می‌کند. .حوئیچِر.
حوئیچِر
حوئیچِر
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ ساعت پیش

آرزوهایی که...

آرزوهایی که برآورده نمی‌شود؛
کم کم دیوانگی می‌شود
بیخوابی می‌شود
افسردگی می‌شود
موی سفید می‌شود
و احساسات پنهان و سنگین که روزی زیر خاک دفنت می‌کنند.

.منم و زندگی های گران
منم و  دردی تا آسمان
منم و ابر های گریان
منم و خاک های ارزان
منم و آدمای سیاستدان
منم و جمعتی از کوران
منم و جهنمی از افکارتان
منم و روحی از خستگان.

از عصر پینه دستانم! آنقدر که قلمم زخم های دستم را می‌دوزد و افکارم بخاطر آزادیشان او را می‌بوسند.
این تنها دلیل طلوع قلبم و ادامه دستانم است.

.حوئیچِر.

این روزها دقیقا همینم...
این روزها دقیقا همینم...

خب، حس میکنم بچه درونم دیگر جهان را دیده؛ چون توانایی دفاع ازش وجود نداشته..

دیگه خیلی خیلی بیخیال و خسته‌ام، شاید حتی این بی‌خیالی بالاخره بتواند عمرم را به انتها بکشاند.

انزواآرزودلنوشتهدلنوشته کوتاه
۱
۰
حوئیچِر
حوئیچِر
میل به آغوش شیطان دارم؛ حس میکنم فقط او این طردشدگی را درک می‌کند. .حوئیچِر.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید