ویرگول
ورودثبت نام
حوئیچِر
حوئیچِرمیل به آغوش شیطان دارم؛ حس میکنم فقط او این طردشدگی را درک می‌کند. .حوئیچِر.
حوئیچِر
حوئیچِر
خواندن ۱ دقیقه·۱۹ روز پیش

کورسو...

کورسویی که آنها ازش حرف می‌زنند؛ آغوشِ خاک گرفته ای بیش نیست.

روز و شب، بهانه‌ است؛ ما که فقط زمان رو دیدیم.
روز و شب، بهانه‌ است؛ ما که فقط زمان رو دیدیم.

زوزه کلمات را میشنوم؛ هرچند ی فراری ام‌ از سطح گله..

دفن شد ی مشت خاطره پر خطا و ذهنی که کشیده شده توی خونِ حقیقت، آخرین قدم من قبل دفن؛ فریادم به ذاتِ کفتار و شغالان بود.

حالم از تمامِ هیچ و پوچی جهانِ گول خورده شما بهم می‌خورد.

.حوئیچِر.

تاریکیدروغ
۱
۰
حوئیچِر
حوئیچِر
میل به آغوش شیطان دارم؛ حس میکنم فقط او این طردشدگی را درک می‌کند. .حوئیچِر.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید