ویرگول
ورودثبت نام
Mosio
Mosio....
Mosio
Mosio
خواندن ۲ دقیقه·۱۹ روز پیش

شهریاران

بخش اول، قسمت دوم

صدای پسر، پیرمرد را از خاطراتش بیرون کشید.

ـ عمو، بعدش رو تعریف کن.

پیرمرد لیوان چای را روی زمین گذاشت. از کیسه کمری‌اش چپق را بیرون آورد، روشنش کرد و پک محکمی به آن زد.

ـ اون آخرین باری بود که شیردال‌ها رو دیدم. اما شما توی سپیدشهر هر روز اونا رو می‌بینید، درسته؟

پسر سر تکان داد.

پیرمرد پرسید:

ـ داخل قصر هم رفتی؟ مادر رو تا حالا دیدی؟

پسر دستش را روی قبضه شمشیر گذاشت، گلویش را صاف کرد و گفت:

ـ داخل قصر که نه، ولی بعضی وقت‌ها که بین مردم میاد، از دور دیدمش. اما این‌قدر تلاش می‌کنم تا یه روز محافظ ایشون بشم. محافظت از مادر آرزوی همه خاورانی‌هاست. اون مادر سه شهیاره و همسر شهریار اوله. وقتی طاعون خون شروع شد، کنار همسرش ایستاد و خاوران رو از دل خاکستر و زمین مرده به وجود آورد.

پیرمرد نگاهی به او انداخت و گفت:

ـ فکر می‌کنی توان محافظ شدن رو داری؟ دست‌هات ضعیف به نظر می‌رسن. باید بیشتر تمرین کنی. راستی، نگفتی از کدوم قومی؟

اخم‌های پسر در هم رفت.

ـ من همین الانشم آماده‌ام. اسمم بهمنه؛ پسرِ سیروان، از قوم موعودی. شما چطور؟

پیرمرد لبخند کم‌رنگی زد.

ـ من آبتینم، از قوم شهریاری. پنج سال پیش دوران خدمتم تموم شد. نشان ششم رو از دست خود شهریار گرفتم؛ همین شاه فعلی، شهریار چهل‌ و دوم

بهمن جا خورد.

گرفتن نشان ششم نیاز به سال‌ها خدمت یا انجام کاری خارق‌العاده داشت.

با خجالت به پیرمرد نگاه کرد.

ـ من فکر کردم شما...

بقیه حرفش را خورد. زیر لب به خودش لعنت فرستاد. پدرش همیشه می‌گفت باید این عجول بودن را کنار بگذارد.

با لکنت گفت:

ـ عمو، منو ببخش. نمی‌دونستم شما افسر بودی.

آبتین چپق را خاموش کرد و گفت:

ـ مهم نیست. بلند شو. تا شهر نصف روز راهه و باید حرکت کنی.

تمام مدت زین کردن اسب‌ها، بهمن ساکت بود.

وقتی سوار شد، دوباره رو به پیرمرد کرد.

ـ امیدوارم دوباره ببینمت.

آبتین مشغول بستن وسایلش بود. بدون آنکه سر بلند کند، گفت:

ـ حتماً. به محله گرداب سر بزن و سراغ منو بگیر. خونه‌م رو بهت نشون میدن.

بهمن خداحافظی کرد و به سمت شهر تاخت.

آبتین وسایلش را داخل خورجین گذاشت. سپس نامه و هدیه پدر را بیرون آورد، نگاهی به آن‌ها انداخت و دوباره سر جایشان محکم کرد.

تا سپیدشهر، هشت روز راه بود.

پسرمادر
۰
۰
Mosio
Mosio
....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید