ویرگول
ورودثبت نام
مرضیه قاسمی نژاد
مرضیه قاسمی نژادگاهی برای دلم می‌نویسم 🖍 نه همیشه خوشحال، نه همیشه غمگین؛ دلنوشته‌هایم ✍️ از غم و نور⭐️ دیدن و سپاس از لحظه‌های کوچک و تمرینِ بودن در لحظه 🧘 💫🌿 بی‌جنگ؛ بی‌فرار 🤍🔮
مرضیه قاسمی نژاد
مرضیه قاسمی نژاد
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

نورِ درون 💫

نور جریان دارد ✨️🌱
نور جریان دارد ✨️🌱

نورِ درون 💫

اسمش رو بارها شنیده‌ایم، اما برای من یه چیز دیگه بود.

یه روز همین عنوان به دلم نشست و حس کردم باید براش بنویسم.

مثل بقیه نوشته‌هام، اولش اومد توی ذهنم و این بار تجربه‌ای متفاوت برام داشت ✨️✨️✨️

وقتی صدای درون شنیده نمی‌شود

معمولا متوجه خاموش شدن درونمون نمیشیم.

نه یه‌دفعه اتفاق می‌افته، نه با نشونه‌ی بزرگ.

خیلی آرومه… اون‌قدر آروم که عادت می‌کنیم به نبودنش.

زندگی‌مون پر میشه از بایدها..

باید قوی باشی.

باید ادامه بدی.

باید راضی باشی.

باید قدردان باشی، چون سلامتی چون زندگی میکنی

و هزار تا دلیل دیگه برای قدر دانی …...

و ما هم، برای اینکه درست زندگی کنیم، کم‌کم یاد می‌گیریم احساس‌هامون رو عقب بزنیم.

خستگی رو نادیده می‌گیریم.

دل‌گرفتگی رو منطقی جلوه می‌دیم.

غم رو با جمله‌ی اینم میگذره ؛ ساکت میکنیم.

و فکر می‌کنیم این یعنی بالغ بودن.

اما نه… درون با سکوت درمان نمیشه.

گاهی باید بیرون رو رها کنی، ساکت باشی، و به خودت گوش بدی.

وقتی صدای درون شنیده نمی‌شه، خودش رو جور دیگه‌ای نشون میده...

با بی‌حوصلگی، با دل‌زدگی، با حس پوچی حتی وسط شلوغ‌ترین روزها.

شاید برات هم پیش اومده باشه..

همه چیز ظاهرا خوبه، اما دلت نه.

نمیدونی دقیقا چی میخوای،

فقط میدونی این حالت طبیعی نیست.

حقیقت اینه که درونمون همیشه حرف می‌زنه،

ولی ما یادمون رفته گوش بدیم.

از ترسِ روبه‌رو شدن،

از ترسِ چیزی که ممکنه ببینیم.

چون دیدن درون یعنی قبول کردن زخم‌ها.

یعنی قبول اینکه همیشه قوی نبودیم.

و برای خیلی‌ها، ترسناکه.

صداهای کوچک، نشونه‌های بزرگی دارن

گاهی صدای درون خیلی کمه.

یه حس، یه فکر، یه مکث، یه تردید کوچیک.

ولی اگه نادیده گرفته بشه، کم‌کم بزرگ می‌شه

یه سنگینی دائم، یه خستگی عمیق، یه حس ناامیدی بی‌علت.

مثلا ....

همون لحظه که قرار بود خوشحال باشی، ناخودآگاه حست گرفته است.

همون روزی که به هدفی رسیدی، حس می‌کنی چیزی کم است.

همون رابطه‌ای که پر از عشقه، اما آرامش واقعی تو نیست.

این‌ها نشونه‌ست.

میگه: چیزی توی درون دیده نشده.

سفر به درون، با ترس و شجاعت همراهه

روبه‌رو شدن با درون شجاعت می‌خواد🌱

نه شجاعت جنگیدن، شجاعت دیدن.

دیدن زخم‌ها بدون قضاوت، دیدن ترس‌ها بدون فرار.

اولین قدم ساده‌ست، اما سخت هم هست

به خودت اجازه بده حس کنی.

بگو: من خسته‌ام، من نگرانم، من گاهی نمی‌دونم چی می‌خوام.

این اعتراف ضعف نیست.

آغازه ✨️🕊

آغاز شنیدن، آغاز دیدن، آغاز جادوی نورِ درون.

نور درون همیشه هست

نور درون همیشه بوده💫

فقط زیر لایه‌های ترس، عادت و شلوغی پنهان شده.

و جادو؟

همینجاست… وقتی به جای تغییر دنیا، تصمیم می‌گیری خودت رو بفهمی.

شاید فکر کنی رسیدن به این نور سخت باشه.

اما حقیقت اینه که چیزی که دنبالشی، همین حالا هم توی تو هست.

همون حس کوچیک، همون جرقه خاموش، همون شور آرام که میگه..

تو واقعی هستی، تو کافی هستی، تو می‌تونی...

بیشتر بخون، حتی اگه دوباره حس کردی چیزی کم است

چون هر بار که می‌خونی، یه لایه از غبار کنار میره،

و نور کوچیک درونت کمی روشن‌تر میشه.💫

این داستان روایت همین لحظه‌ هایمان است؛

لحظه‌هایی که آرام‌آرام نورِ درون خودش رو نشون میده. ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

دلنوشتهخودشناسیخودآگاهیانرژیآرامش درون
۱۶
۱۲
مرضیه قاسمی نژاد
مرضیه قاسمی نژاد
گاهی برای دلم می‌نویسم 🖍 نه همیشه خوشحال، نه همیشه غمگین؛ دلنوشته‌هایم ✍️ از غم و نور⭐️ دیدن و سپاس از لحظه‌های کوچک و تمرینِ بودن در لحظه 🧘 💫🌿 بی‌جنگ؛ بی‌فرار 🤍🔮
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید