ویرگول
ورودثبت نام
پیرگول
پیرگول..
پیرگول
پیرگول
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

حکایت سنگ و دل

سنگ ها صبورند،در نوک قله زیر تیغ آفتاب می‌مانند و فریاد نمی‌زنند. تراشیده می‌شوند و تندیس می‌شوند، دم نمی‌زنند.

برای گرمی قلبی و دل خوشی دلی سر پناه می‌شوند و هیچ نمی گویند، حکاکی می‌شوند و سکوت می‌کنند، آدم ها میبینند و می‌گویند سنگ است، اما همین سنگ هم روزی روشن و یا در شبی تار می‌شکند و فرو می‌ریزد، آنکه سنگ است می‌شکند از دل چه انتظاری داری.... 💔

گ

قلباحساساتاحساس
۲
۰
پیرگول
پیرگول
..
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید