
از خواب بیدار میشم، بدون هدف. منتظر میمونم تا کلاس تشکیل شه، اما نمیشه. یکم زورم اومد، از خوابم زده بودم و ده درصد شارژمو تلف کرده بودم. دلم میخواست بازم بخوابم ولی خوابم نمیومد پس رفتم تو گالریم و ادامهی سریالمو شروع کردم، اما بعدش خسته شدم دو قسمت دیده بودم و نیم ساعت بعدش کلاس داشتم دوباره گوگل رو بالا آوردم، اما بازم کلاسی تشکیل نشد. برا من فرقی نمیکرد، مهم نبود، اهمیتی نداشت، حداقل خودم که اینطور فکر میکنم.
با خودم میگم تو رویاهای اونا زندگی میکنم و بهشون میرسم تا وقتی که خواستهای ازم نداشته باشن، تا زمانی که آرزویی براشون باقی نمونه. و بعد، میرم دنبال خودم. تا اون روز حداقل شیش سال طول میکشه، از کنکور که گذشتم، دانشگاه و ارگان دولتی که چیزی نیست.
چون امید تنها چیزیه که میشه باهاش رویا بافی کرد ✨
✨