| کامیشا |·۶ روز پیشدر جنگِ چند ساعته، ۲۹ ساله شدم.تو سوپرمارکت مشغول نگاه کردن به تاریخ انقضاء روی بطری شیرِ کمچرب بودم که صدایی شبیه به صدای انفجار اومد. نگاهی به آقای فروشنده انداختم و…
Fatemeh Kheradmand·۸ روز پیشاین روزها راه تنفسم را بسته…Photo by omar essa from Pexelsفکر میکنم یک ماهی شده کتاب نیمه خواندهام را با خود از اتاق به کاناپه و مسیر برعکس باز و بسته میکنم بدونآن…
سایت وندکو | اکوسیستم تخصصی وندینگ ماشین در ایران·۱۴ روز پیشیادداشت اپراتور | پایان یک شیفتیادداشت اپراتور وندینگساعت از پایان شیفت گذشته است. آخرین قفسه وندینگ باسلام هم پر شد. سفارشها یکییکی جای خودشان را پیدا کردند و چراغ دست…
| کامیشا |·۱۵ روز پیشروزمرهای از وسطِ آشفتگی.امروز شنبه بود. البته هنوز هم شنبهست. ولی چند ساعت دیگه شنبه تموم میشه.
ARV·۱۸ روز پیشایرانی، پارس و شریف ؟!؟من خستهام.نه از کار، نه از یادگیری، نه از تلاش کردن.از این خستهام که توی این مملکت، هر بار بخوای یک قدم برای زندگی بهتر برداری، باید همز…
مجنونِلیلا|زهرا یزدانی·۲۴ روز پیشکشتی غرق شده در خشکیچیزی شبیه به خوره، در لایههای پنهان ذهنم رخنه کرده است؛ موجودی ناشناس، اما آشنایی عمیق که درکِ آن فراتر از مرزهای منطق است. اگر بخواهم ای…
حسام بصیرزاد·۱ ماه پیشاز بیهیجانیِ روزهاعکس رندوم آفلاین، چون سه ماهه اینترنت نداریمگاهی روزی که گذراندهام، هرچقدر جالب، ارزش گفتن ندارد. نمیتوانم بفهمم آدمها چطور میتوانند همیش…
الیزابت بنت👒💌🏛️·۱ ماه پیشیه بلیط به مقصد جنوبساعت هفت صبح بدنم آلارم بیداری میدهد و نور وحشتناکِ بیرون از پنجرهی اتاقم همه جا را روشن کرده درجایم وول میخورم و به ساعت نگاه میکنم که هف…
محمد حسین·۱ ماه پیشبستنی کیلو چند؟صبح زود با صدای زنگ تلفن از خواب بیدار شدم. جواب که دادم، هنوز کامل روح به تنم برنگشته بود. پارسا بود. میخواست امروز با هم بیرون برویم. حو…