ویرگول
ورودثبت نام
ستاره‌ی دنباله‌دار
ستاره‌ی دنباله‌داربا اومدنش یه آرزو زیر لب گفته میشه اما محقق شدنش بستگی به ستاره‌ی دنباله‌دار داره💫✨
ستاره‌ی دنباله‌دار
ستاره‌ی دنباله‌دار
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

نودل

🍜نودل

باید امروز مخ مامانمو میزدم.

چند روزه تو اینستا یه پست دیده، اما کاش نمی‌دید.

از وقتی که اونو دیده دیگه اجازه ی خریدنشو بهم نداده، خونمونم که تا شهر دوره واسه همین هیچ جوره نمیشه که بشه.

آخه مادر من، هرچیزی که تو اینستا میبینی رو نباید باور کنی که. رفتم تو هال، دیدم نشسته روی مبل و انگشتشو هی بالا و پایین میبره، گوشیشم همینجوری زده به شارژ. خوب قشنگ من، به خودت رحم نمیکنی حداقل به گوشیت رحم کن.‌نشستم کنارش.

اول گلومو صاف کردم تا متوجه ی حضورم بشه. از جفت دستام استفاده کردم، بعد چهار تا انگشتامو گذاشتم زیر چونه م و آرنجمو تکیه دادم به مبل و تا جایی که میتونستم لبخند زدم. بعد با لوس ترین و ضُمخت ترین لحن ممکن گفتم

:«مامانییی؟»

یه تار ابروشو داد بالا و گفت

:«چی میخوای؟»

ایول، نصف نقشم طبق محاسبات چپل چلاقم درست پیش رفت حالا وقته چکش زدن به هدفه، پس گفتم

:«یه چی بگم نه نمیاری؟»

ابروشو دوباره برگروند سرجاش، بدون اینکه سرشو از گوشیش بیاره بیرون گفت.

:«چی هست حالا؟»

ماشالا دختر، به دارکوب بودنت ادامه بده، گفتم

:«اگه بگم قبول میکنی؟»

نفسشو با فوت کردن بیرون داد و دوباره انگشتشو زد به صفحه ی گوشیش و گفت

:«بگو ببینم چی هست»

آفرین، حالا ضربه ی نهایی رو باید محکم تر بزنی، لبامو قنچه کردم سرمو انداختم پایین و گفتم.

:«مامانی میدونی که من خیلی دوست دارم، فقط یه درخواست خیلی کوچولو ازت دارم، خیلی خیلی کوچولو»

دستشو گذاشت رو سرش و شروع به خاروندن موهاش کرد بعد گفت

:«کُشتی منو با این درخواستات»

وقتش سر رسید یک قدم تا پیروزی، خودمو یکم جا به جا کردم و لب هامو تا بناگوش باز کردمو گفتم.

:«میشه نودل بخری؟لطفا، قول میدم دختر خوبی شم، قول میدم درسامو بخونم، قول میدم ظرفا رو بشورم، میشه فقط همین یه بار؟»

چشماشو از گوشی برداشت و صاف بهم نگاه کرد، بعد با لحن تهدید آمیزی گفت.

:«برو تو اتاقت درستو بخون، نودل چیه؟ وقعا حاضری اون کِرم زرد رنگو بخوری، مگه ندیدی چقدر توش حشره بود، بیا برو تو اتاقت تا باباتو صدا نکردم، هه، نودل میخوام، بیخود»

بعد از حرفی که زد لبخندم اویزون افتاد گوشه ی لبم. باید بیشتر دقت میکردم، جور پلاسمو جمع کردم و بلند شدم، باشونه هایی افتاده رفتم سمت اتاق و برای بار آخر به معصومانه ترین شکل ممکن توی چشماش زل زدم، اما بیفایده بود. نقشه هام همه نقش برآب شده بود ، لعنتی مختصاتم اشتباه بود.

#رخدادک

https://t.me/stararmyfan

نودلاینستادختر
۹
۱
ستاره‌ی دنباله‌دار
ستاره‌ی دنباله‌دار
با اومدنش یه آرزو زیر لب گفته میشه اما محقق شدنش بستگی به ستاره‌ی دنباله‌دار داره💫✨
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید