ویرگول
ورودثبت نام
عسل افتخاری
عسل افتخاریهنر با زندگی ام عجین و نوشتن به روحم غل و زنجیر شده! و چه اسارت زیبا و پرستیدنی ای است، در بند آزاد هنر زیستن..
عسل افتخاری
عسل افتخاری
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

گوشه ای از زندگی

"گوشه ای از زندگی"

 

ماهی ها در چنگال مرغان ماهی خوار آواز سر می دادند

گنجشگک ها در طوفان بی امان آسمان بال بال می زدند

رود در پی ماهی های از آب رفته اش سیل می ساخت

برگ ها رقصان خود را با نوازش باد همراه کردند

پنجره باز بود

پنجره تماشا می کرد

پنجره اغاز قصه ی آشنا می کرد

مردی پشت پنجره می نگریست

گریسته بود

گریستنش را ماهی ها و مرغان ماهی خوار و گنجشک ها و رود و برگ ها دیده بودند

تقلای ماهی ها و مرغان ماهی خوار و گنجشگک ها و رود و برگ ها را مرد تماشا کرده بود

همه در برابر یک چیز زندگی برابر بودند

زندگی ملال آور بود و پر جوش و خروش.

زندگینویسندهنثرادبی
۱۱
۰
عسل افتخاری
عسل افتخاری
هنر با زندگی ام عجین و نوشتن به روحم غل و زنجیر شده! و چه اسارت زیبا و پرستیدنی ای است، در بند آزاد هنر زیستن..
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید