ویرگول
ورودثبت نام
mohsen quchani
mohsen quchaniمحسن نخودبریز قوچانی از مشهد مقدس امام رضا(ع) هستم. برق قدرت از دانشگاه تربیت معلم آذربایجان و علاقه مند به روانشناسی جامعه شناس، شعر و فلسفه هستم.
mohsen quchani
mohsen quchani
خواندن ۴ دقیقه·۱۳ روز پیش

عشق و لذت

عشق همان نیرو محرکه روانی و انگیزه (F) می‌باشد. هر عمل که با عشق همراه باشد، نیروی محرکه قوی را در انسان احساسات انسان ایجاب می‌نماید. در تداوم روابط زندگی انسان (زن و مرد)، هم عامل لذت (v) وجود دارد هم عامل عشق (نیرومحرکه روانی); ما بر این اساس چهار حالت مجزا داریم .

4 حالت مجزا عشق و لذت در زندگی فردی:

1.    فرد عاشق باشد؛ ولی تمایلی به لذت با معشوق خود ندارد.

2.    فرد عاشق نباشد؛ ولی تمایل برای ایجاب لذت با طرف جنس مخالف ندارد.

3.    فرد عاشق نباشد؛ ولی تمایل به رابطه لذت‌بخش با جنس مخالف را دارد.

4.    فرد عاشق باشد؛ ولی تمایل به وجوب لذت ارتباط با معشوق خود را دارد.

ما گزینه 4 را بهترین نوع روش سبک زندگی، می‌دانیم، عشق خودش لذت تولید می‌کند. {جمع لذت نیرومحرکه عشق + لذت ناشی از آن در رابطه جنسی = جمع کل لذت از رابطه} در انسان فرضی، لذت پایداری را ایجاب می‌کند؛ که پایداری زندگی را قوی و محکم می‌گرداند.

در خانواده‌هایی که از هم جدا می‌شوند و روابط زندگی از هم می‌پاشند . مقدار منفی حاصل از تنفر {تنفر نوعی نیرومحرکه منفی است}; که معکوس همان عشق است. از لذت حاصل از احساس میل جنسی زوجین کم می‌شود و در نتیجه این تفکیک (B-A)، با یک لذت منفی روبرو هستیم؛ که انسان فرضی، برای رهایی از رنج افزون شده، جدایی را انتخاب می‌کند و در نتیجه زوجین، به خاطر رهایی از این رنج، جدایی را بر می‌گزینند.

گزینه 3 مربوط به افراد هرزه است که میل به بی بندباری دارند و به دلیل نداشتن عشق به معشوق خود تنها لذت حاصل از میل جنسی را در پی دارند. در نتیجه به خاطر این لذت منفور، به هرزگی خود، تا مدتها ادامه می‌دهد و قصد ازدواج ندارد. مگر اینکه عاشق شوند و لذت بیشتری (جمع لذت عشق + لذت حاصل از رابطه جنسی) بیشتر به حالت مجرد در خود یابند…

حالا در این مبحث، ما رفتار اجتماعی دو نفر زوج مرد و زن را مورد بررسی قرار می‌دهیم. ما در روابط بالا برای یک انسان چهار حالت را بررسی کردیم. اگر رابطه دو نفر را مورد ارزیابی قرار دهیم. جمعاً 4× 4=16 حالت رفتاری در روابط زن و مرد، داریم.

16 حالت عشق و لذت در زندگی اجتماعی:

1.    هر دو عاشق باشند؛ و هر دو از رابطه جنسی لذت ببرند.

2.    هردو عاشق باشند؛ ولی هر دو از رابطه جنسی لذت نبرند

3.    هردو عاشق باشند؛ ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن نبرد.

4.    هردو عاشق باشند؛ ولی زن از رابطه جنسی لذت ببرد ولی مرد نبرد.

5.    هردو عاشق نباشند؛ ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن نبرد.

6.    هردو عاشق نباشند؛ ولی مرد از رابطه جنسی لذت نبرد ولی زن ببرد.

7.    مرد عاشق باشد؛ ولی زن عاشق نباشد، ولی هردو از رابطه جنسی لذت ببرند.

8.    مرد عاشق باشد؛ ولی زن عاشق نباشد ولی هردو از رابطه جنسی لذت نبرند.

9.    مرد عاشق باشد؛ ولی زن عاشق نباشد. ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن از رابطه لذت نبرد.

10.   مرد عاشق باشد؛ ولی زن عاشق نباشد. ولی مرد از رابطه جنسی لذت نبرد و لی زن از رابطه جنسی لذت ببرد.

11.    مرد عاشق نباشد؛ ولی زن عاشق باشد. ولی هردو از رابطه جنسی لذت ببرند.

12.     مرد عاشق نباشد؛ ولی زن عاشق باشد ولی هر دو از رابطه جنسی لذت نبرند.

13.      مرد عاشق نباشد؛ ولی زن عاشق باشد ولی مرد از رابطه جنسی لذت ببرد ولی زن از رابطه لذت نبرد.

14.     مرد عاشق نباشد؛ ولی زن عاشق باشد ولی مرد از رابطه جنسی لذت نبرد ولی زن از رابطه جنسی لذت ببرد.

15.     هر دو عاشق نباشند؛ ولی هر دو از رابطه جنسی لذت می‌برند.

16.هر دو عاشق نباشند ولی هر دو از رابطه جنسی لذت نبرند

تفاوت عشق و هوس

اگر چه انسان هوس باز که با چند نفر ابراز میل جنسی می کند و عاشق نیست. اما علارقم، عدم وجود نیرومرحکه ناشی از عشق به خاطر تنوع در داشتن رابطه زیاد با افراد زیاد نیرومحرکه ناشی از میل جنسی را در خود احراز می‌یابد و امید و انگیزه لازم در زندگی را برای اینگونه زیستن، در خود را دارا می دارد. اگر چه فرد فرضی عاشق نیست. ولی پشبرد این استراتژی{زندگی هوس بازی با چند نفر و عیاشی} در زندگی جلو رونده است ولی ایجاد احساس خوشایند غریزی می کند.

که در طول زمان باعث رشد احساسات غریزی (هرزه گی) و در نهایت یک جامعه آلوده داریم. که به جای ایجاد نیرومحرکه مثبت عشق، نیرومحرکه غریزی هوس را، انسان فرضی در خود یافت می‌کند.

این انگیزه و نیرومحرکه فرد، در زندگی خطرناک است{رشد شرارت و خشونت غریزی در جامعه،بر اثر رشد غریزه} افزایش می دهد.

 اگر کشورهای غربی عشق در زندگی را در فرهنگ غنی خود لمس کنند . به دلیل فرهنگ بزرگ و غنی انسان رفتار کردن، (بدور از فرهنگ هوس و بی بندباری) آنگاه یک غرب شکست ناپذیر و قدرتمند می شدند که اساس آن انسان بودن و درست زیستن بود. ولی افسوس که نیستند.

عشقلذت زندگیعشق واقعیروانشناسی
۰
۰
mohsen quchani
mohsen quchani
محسن نخودبریز قوچانی از مشهد مقدس امام رضا(ع) هستم. برق قدرت از دانشگاه تربیت معلم آذربایجان و علاقه مند به روانشناسی جامعه شناس، شعر و فلسفه هستم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید