ویرگول
ورودثبت نام
ماری راد
ماری راد
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

۲سال پیش

لیست پیش نویس ویرگول
لیست پیش نویس ویرگول


امشب متوجه شدم مدت زمان زیادیه کشف کردم دلم میخواد بنویسم و پی این علاقه رو نگرفتم! منظورم از نوشتن ، روزمره نویسی، نوشتن مقاله برای دانشجوها، شرکتا و درآورددن چندرغاز نیست. واقعا علاقه‌ایی به این شیوه ها ندارم مگه زور زندگی فشارش بیشتر باشه. که بیشتر وقتا زور زندگی می چربیده!

وقتی خودمو مجبور میکنم به اینجور نوشتن ها، صدای نامهربونی از درونم بلندتر میشه، یه چیزی میگه نویسنده خوبی نمی‌شی. اون صدای کذایی نوشته هامو مسخره میکنه. اون هیچوقت از نوشته هام رضایت نداره. ۲سال پیش هم جرات کردم و اکانت ویرگول ساختم، بازم اون صدا مانعم شده. عبن صداهای ادم بدای تو کارتونا میگفت، ها چیه فکرکردی میتونی فرار کنی؟ تو تا ابد پشت زندان این باورها اسیری! بعد شبیه همونا می‌خندید! ها ها ها ها

کار منم ترسیدن بود! میترسیدم پامو فراتر بذارم و ببینم نه بابا خبری نیست همش الکیه، زر زر میکنه؛

حالا اینجا هستم، بلاخره تونستم پامو فراتر بذارم. میخوام سبک نوشتن و در واقع یعنی خودم رو پیدا کنم، ممکنه نوشته ها بی سرو ته باشن یا ممکنه خلاقانه از آب دربیان بیان! و احتمالش هست افتضاح به معنای واقعی باشن! میخوام بدونی مهم نیست واسم.

الان فقط مهم اینه بنویسم.

بله مِنْ بعد، برنامه اینه رفیق!

داستانخودشناسیتمرین نویسندگینویسندگیضمیر ناخودآگاه
اطلاعی ندارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید