ویرگول
ورودثبت نام
A girl
A girl(خودت را دریاب) Don't let the muggles get you down
A girl
A girl
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

منِ غمگین

...
...

الان ساعت 17:49 دقیقه هست و درحالی نشستم که از جنگ روانیِ شدیدی بازنده بیرون آمدم

زندگی را نمیدانم چگونه فقط می‌گذرانم بدون توجه به زندگی

دیگر مزه هارا نمی‌فهمم ، طعم خوشی را از یاد برده ، برای لذت خرید چیزهای نو مراسم تدفین بی سر و صدایی گرفتم ، از درون خورد شدم و بیصدا اشک ریختم

چرا که تو دختری ،‌ اجاقت کور میشود ، دهنتو ببند ، سرتو بنداز پایین برات حرف در میارن ، جوابشونو نده ، میگن بد دهنه

بَسی جنگیدم برای حقم ، دست گذاشتم روی قرآن و قسم به جانم خوردم ، گفتند خفه بد یُمنی برای برادر و پدرت دارد زبانت را گاز بگیر ، گفتم آخه دارم میگم خودم میگم خودم اینجور بشم اگه دروغ بگم ، گفتند زن ها همیشه خودشان هستند و نق نق کردنشان آخر هم که بلایی سر خودشان نمی آید فقط قضا و شَر آن ها دامن گیر مردانشان میشود

بیصدا در سکوت می‌نشینم و از سپیده دم تا پاسی از شب به دیوار ها به پنجره خراب به شمع های سوخته و روی هم تلنبار شده می‌نگرم

و آنقدر با تنهایی خو گرفتم و کلام نکردم که سیستم های عصبیم هم دچار نقص شدند

اگر کسی کلامی سخن بگوید نمیدانم چه بگویم ، به مغزم هیچ پیامی منتقل نمیشه

میتوانم با پرسش دیگران در سکوت به آنها فقط نگاه کنم و هیچ حسی نداشته باشم و از اینکه او می‌گوید چرا چیزی نمیگی چرا فقط نگاهم می‌کنی دوباره نگاهش کنم و بعد که خسته شدم برگردم سر کارهای روز مره ام

متنفرم از اینکه تمام نمی‌شود ، از این همه دست و پا زدن خسته شدم ، بی حس شدم ، بی تفاوت شدم ، سِر شدم

Jelvehgarnik.

کاش منم شاد بودم و زندگی خوبی داشتم و ای کاش اینقدر مشکلاتم ریشه دار نبودند🪶

زندگیسکوتتنهایی
۸
۰
A girl
A girl
(خودت را دریاب) Don't let the muggles get you down
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید