همه ما به دنبال یافتن الگوهایی جهت موفقیت کسب و کار خود هستیم و در این راه هر روز در حال توسعه دانش و خود مان هستیم از این رو خلاصهی کتاب در جستجوی تعالی که حاصل بررسی 20 ساله مشاور شرکت مشاوره مدیریت معروف مک کینزی برای دریافت دلایل موفقیت سازمانهای معروفی مانند مک دونالد، IBM و ... است را برایتان ارسال می کنیم تا در سازمان تان تغییرات مثبتی حاصل شود. این نکات به ظاهر ساده است ولی سازمانهای مطرح در کشورهای توسعه یافته به این دانسته ها عمل و براساس آن حرکت میکنند و بدین دلیل موفق شده اند.

نتایج بررسی این محققین که به عنوان رمز موفقیت تمامی یا اکثریت قاطع سازمان های تحت بررسی خود مشاهده کردند عبارت بود از:
1- تقریبا در تمامی این سازمانها مدیری بسیار لایق و کاردان و با توانایی رهبری بسیار قوی و داشتن برنامه و هدفی مشخص برای این سازمانها در راس قرار گرفته است.
2- این سازمانها واقعا باور دارند که مهمترین و با ارزشترین سرمایه آنها منابع انسانی است و لذا در همه ابعاد مادی، معنوی، پرورشی و انگیزشی به آن توجه خاص دارند و در واقع فلسفه مدیریت این سازمانها بر ارج نهادن و توجه به انسانهای سازمان استوار است.
3- ارتباط در کلیه سطوح سازمان صیمی، غیر رسمی دوستانه و صادقانه است. مدیریت بطور دائم با کارکنان در تماس است و به وضعیت آنها رسیدگی میکند. این مقوله می تواند مدیریت بر مبنای سرکشی به گروه ها مشهود باشد.
4- ایجاد انگیزه در نیروی انسانی سازمان ها بر اساس اعتماد به افراد، انتظار بازدهی و تولید بهره وری در سطح بالا اتفاق می افتد.
5- اکثریت این سازمان های موفق در مورد کیفیت تولید و عرضه سرویس و خدمات در سطح عالی دقت و حساسیت خاصی اعمال می کنند.
6- این سازمان ها نسبت به نوآوری و ابداع محصولات، حرکتها، تولیدات و روشهای جدید بسیار حساس هستند و سیاستهای تشویقی خاصی را در این رابطه ایجاد کرده اند تا کارکنان تشویق به ابداع و نوآوری و اختراع گردند.
7- ارزشیابی بسیار دقیق و حساس از کار و عملکرد هر فرد در سازمان و تشویق مادی و معنوی کارکنان برجسته و توجه دادن به سایر کارکنان از طریق ارائه آمار و انتشار عملکرد هر واحد در خبرنامه شرکت بمنظور آگاهی همه و ایجاد احساس رقابت مثبت برای بهبود عملکرد. ارزیابی عملکرد صادقانه، خوب و دقیق که طی آن کارکنان برجسته شناخته و به خدمات آنان ارج نهاده می شود.
8- توجه به آموزش، توسعه منابع انسانی و تحقیق و پژوهش میباشد. 20 تا 30 درصد بودجه خود را به آموزش، توسعه و تحقیق و مدیریت منابع انسانی اختصاص می دهند در حالی که به طور سنتی در بسیاری شرکتهای کمتر از 5 درصد است.
9- احساسی که کارکنان این سازمانها نسبت به سازمان دارند در اغلب این شرکتها جز خصوصیات برجسته تحقیق بود، کارکنان از عضویت در آن سازمان احساس سربلندی و افتخار میکنند. احساس میکنند که عضو مسئول یک خانواده و در موفقیت و سود و زیان و کل ماجرا در سازمان خود سهیم هستند. احساس رقابت سالم و سازنده در بین کلیه واحدهای سازمان در جریان است و همه می خواهند که موفق و برنده شوند.
10- احساس امنیت و پرستیژ شغلی در سطح بالا در بین کارکنان اینگونه سازمان ها به چشم میخورد، چون رویه های استخدامی، آموزشی و پرسنلی و رفاهی و حقوق و مزایای این سازمان ها بنحوی طراحی شده گرچه در بدو امر مشکل است ولی کسی که موفق به کار کردن در این شرکت ها می شود میتواند روی زندگی حرفه ای خود برای مدت طولانی حساب کند و هوس ترک خدمت یا کار دوم یا تعویض سازمان نکند.
11- گروه های کوچک تحقیق و بهر وری و افزایش کیفیت به طور رسمی و غیر رسمی در این سازمانها زیاد به چشم میخورد. خود کارکنان تشویق به ایجاد چنین گروه هایی میشوند چون مدیران ارشد نیز دائما مشغول چنین کاری هستند تا کار واحد خود را به کیفیت بالاتری برسانند. این کار براساس فرضیه ای است که تمام انسانها دوست دارند مفید باشند و کار خوب انجام دهند و راجع به خودشان بعنوان یک انسان موفق و برنده فکر کنند و سازمان ها روی این باور سرمایه گذاری میکنند.
12- پذیرش افکار و عقاید و طرح های خوب کارکنان و تشویق آنان به ارائه طرح و نظر و پیشنهاد جهت بهبود کار، سرویس، محصول، کیفیت، ابداع و .. یکی دیگر از خصوصیات سازمانهای موفق است. تشویقها و جوایز پاداشهای خوبی برای اینگونه کارها در نظر گرفته میشود.
13- استقلال مدیران این سازمانها حتی در بخش های کوچک سازمان بدلیل اینکه هدفها و هدفگذاریها مشخص است و با روشن بودن هدف به مدیران و مسئولان استقلال و اختیارات وسیعی داده میشود تا خودشان به اهداف تعیین شده برسند و در این راه احساس تلاش، رقابت، ابداع و نوآوری مشهود است.
در سازمانهای نسبتا موفقی از جنس های مختلف کار کردم و در آن ها عمل به این موارد گفته شده نصفه و نیمه بود که به سختی می توانستند نیروی کار مشتاق را همراه خود نگه دارند. بنابراین عمل نصفه و نیمه آن ها هم باعث موفقیت بوده ولی موفقیت نصفه و نیمه می سازد حال اگر که به تک تک این بندها عمل کنید چه نتایج درخشانی کسب خواهند کرد. بعد از مشاهده تمام این نصفه و نیمه ها تصمیم گرفتم خودم را متعهد کنم مشاوره مدیریت را جدی تر و بهتر بیاموزم و به سازمان ها در موفق شدن شان کمک کنم. وقتی در یک شرکت 100 نفره کارکنان خود را عضوی از سازمان بدانند (تجربه فردی) در راستای اهداف تعالی خود و سازمان تلاش کرده و شرکت تولیدی 500 نفره و با حجم کار بیشتری را می سازند. همانگونه که از کتاب بر می آید اثر نیروی جمعی را در سازمان تان دست کم نگیرید.