ویرگول
ورودثبت نام
سفیرپاکی
سفیرپاکیشکر که خدا هست?
سفیرپاکی
سفیرپاکی
خواندن ۴ دقیقه·۱۵ روز پیش

از نامزد رفیق تا هم کلاسی معتاد

۱_چند وقت پیش هم کلاسی دوره دانشگاهم بهم پیام داد و گفت اگه میشه پس اندازت رو بهم بده تا امتیاز وامم بالا بره چون می‌خوام نامزد کنم.

با این که پسر خیلی خوبی بود ولی چون سابقه بدحساب بودن داشت بهش گفتم من پس اندازمو خرج کردم و الان فقط میتونم سه تومن!بهت پول بدم...اون هم گفت مشکلی نیست و همونو بفرست و زود پس میدم...

خلاصه الآن پنج ماهه که قراربوده پس بده ولی بدقولی‌کرده...

فکر کنم کلا از یادش رفته...

با خودم میگم اگه حماقت میکردم و پس اندازم رو بهش می دادم الآن پول اومدن داخل ویرگول رو هم نداشتم!

متاسفانه مشکلی که من دارم اینه که یا کلا به کسی پول قرض نمیدم یا وقتی هم قرض میدم اصلا پیگیرش نمیشم!

جالبه که همین شخص یه ماه پیش دوباره پیام داد و گفت امتیاز وام داری که بهم بدی...می‌خوام برای نامزدم گوشی بخرم...آخه پیاز جعفری تو بیا پول منو پس بده...بعد برو خودتو برای نامزدت شیرین کن

۲_نمی‌دونم چرا با هر دختری برای ازدواج آشنا میشم خط قرمز هاش دقیقا همون رفتارهایی هست که خودش نشون میده!

مثلا یه دختری میگفت خط قرمز من دو روییه.همین دختر مدام از من تعریف میکرد.میگفت وای چه فامیلی قشنگی داری.وای چه سرعت تایپ بالایی داری.وای از چهرتون معلومه خوش اخلاقین.وای چه عقاید قشنگی دارین.بعد همین دختر با مادرش حرف میزد و عقاید منو مسخره میکرد!

مامانش زنگ زده بود به مامانم و می‌گفت پسرت چرا این طور حرف هارو زده و بعد با مامانم به من می خندیدن خخخخخ

یه دختر دیگه بود که می‌گفت خط قرمز من بی توجهی هست.اون وقت خودش حتی جواب احوال پرسی هم بلد نبود!

پیام بهش می دادی جواب نمی داد اصلا آنلاین نمیشد خخخخ

بعد جالبه مامانم میگفت چون با پسری دوست نبوده بلد نیست چطور رفتار کنه...آخ من دوست داشتم سرمو بکوبونم به دیوار...یعنی برای این که جواب احوال پرسی بدی باید چند تا پارتی شرکت کنی؟!

البته خیلی زود مادرم هم فهمید که طرف از لحاظ عاطفی خیلی سرده...

این موردی که دربارش گفتم میشه یه پادکست طنز جالب ازش درآورد که چی به سر من گذشت در دوره آشنایی چند هفته ای!

۳_بعد از چند ماه دوباره اومدم مسافرت...قم...چند بار قبلی هتلی رفتم که واقعا تمیز بود...در حد پولی که می دادی خوب بود...این سری کمی بیشتر(در حد صد تومن!)خرج کردم و با خودم گفتم بذار یه جای بهتری برم و کمی تجربه کنم...

همین یه ساعت پیش وارد این هتل شدم و واقعا خیلی توی ذوقم خورد.

دیوار ها کثیف.

نه خمیر دندونی داره و نه مسواکی.

حتی دستشوییش آینه نداره خخخ

یعنی فقط برای خواب خوبه...

الآن معنی این ضرب المثل رو می فهمم که چرا میگن یه سال پادشاهی از صد سال بندگی بهتره!

یعنی تو دو سالی یه بار مسافرت بری و یه هتل خوب بگیری و حسابی خرج کنی خیلی بهتر از اینه که سالی دو سه بار بری مسافرت ولی کیفیت نداشته باشه!

۴_قبلا درباره دانشگاهم صحبت کردم.

که الآن به لطف یکی از اساتید ترم پنجم ارشد هستم.

استادی که داشتیم خیلی سخت گیر بود.ازون تیپ شخصیت هاست که اگه داره توضیح میده جزوه ننویسی ممکنه باهات لج کنه!

برای همین این ترم الکی کاغذی میذارم جلوی دستم و فقط روی اون با خودم صحبت میکنم!

یکی از هم کلاسی هام اصلا جزوه نمی نویسه.با خودم گفتم عجب پسر بی خیالی.این ازوناست که الکی قبول شده و کلا هیچی براش مهم نیست.

خلاصه یکی دو جلسه گذشت و دیدم همین پسر بی خیال از هممون سطح سواد بیشتری داره.یعنی طوری درباره مباحث جامعه شناسی مسلط حرف میزنه که انگار کارشناس بی بی سیه...

چند هفته بعد همین شخص رو در چند بار قبل کلاس دیدم که داشت سیگار می کشید...

واقعا دلم براش سوخت.با خودم گفتم آخه چرا پسر به این خوبی باید اعتیاد داشته باشه.پسری که از ممنون سطح علمیش بالاتره.

گذشت و گذشت تا این که در گروه درسی بحث راجع به تعطیلی افتاد و گفت نمی‌دونم چرا فقط اینجارو‌تعطیل نکردن...بعد یکی ازش پرسید الآن ناراحتی؟

پسره جواب داد نه بابا دیگه هیچی مهم نیست.

این جمله هیچی مهم نیست خیلی بارمعنایی زیادی داره!

خیلی از جوونا الآن از سر ناامیدی به این نقطه رسیدن که میگن دیگه هیچ چیزی مهم نیست و آینده ای نداریم و....

تازه دلیل اعتیادش رو فهمیدم.

اون پسر ناامید بود کلا.

جلسه اول هم وقتی استاد بهش گفت چرا این رشته رو انتخاب کردی گفت به خاطر فرار از سربازی...

استاد گفت بالاخره که باید بری.

و اون هم جواب داد حالا تا اون موقع یکاری میکنم و...

واقعا تورم انگیزه یه ملت رو نابود می‌کنه و از لحاظ اخلاقی یه جامعه رو به فنا میده...

چون ممکنه بعضیا با خودشون بگن ما که نمی‌توانیم با پولامون کار خاصی انجام بدیم،پس بیا همین پول رو خرج سرگرمی های زود گذر وآسیب زا کنیم و....

شاید با حرفم مخالف باشین اما خیلی از دخترا فقط به خاطر عقده ی کافی شاپ رفتن و یه کادو خریدن با پسرا دوست میشن.

یعنی پدرشون یه مانتو بخواد واسشون بگیره جونش در میاد...

که حق هم داره البته به خاطر گرونی...دیگه بعضی دخترا با خودشون میگن این پسره که قرار نیست مارو بگیره،پس حداقل کمی خوشی کنیم و چیزی ازش بکنیم.

هووف

دانشگاهازدواجپولخاطرهدل نوشته
۲۷
۱۶
سفیرپاکی
سفیرپاکی
شکر که خدا هست?
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید