
زندگی سرتاسر میدان مبارزه هستش...تو زندگی باید بچه پر رو باشی...اصلا نباید از رو بری!هرچی شرایط زندگی سخت تر...اجر و پاداش بیشتر!
دنیا مثل هتل نیست...دنیا یه مسافرخونست...میای و میری و بعدش هم ابدیت در پیش داری که بر اساس نمره ای که در این دنیا گرفتی اون دنیا بهت جایگاه میدن...دنیا نمیتونه بهشت باشه...ببین؟...بهشت واقعی اون وره...این دنیا همه چیش با رنج همراهه...هیچکس زندگیش همه جوره کامل نیست...دنیا محل رشده...تو دنیا نوشش با نیش همراهه...ولی تو بهشت اینجوری نیست...هیچکسی رو نمیتونی پیدا کنی که همه چیش کامل باشه...این که انتظار داشته باشی خواهرت باهات خوب باشه و بابات باهات خوب باشه و سلامت باشی و خانومت همه جوره خوب باشه و خونه و ماشین داشته باشی و همه چی تموم باشی...خب نمیشه دیگه...زندگی دنیا همینه...دنیا یه جاییه که رشد کنیم و اخلاق و رفتارمون خدایی بشه...اصلا زندگی در دنیا هتل نیست...یکهو می بینی عزیزت می میره...واقعیت دنیا همینه دیگه...بپذیر اینو...در ضمن من امتحان رو به این معنی که خدا مارو تست بزنه و بشناسه اصلا قبول ندارم...امتحان یعنی همون اسباب خدا برای رشد...خدا دیده تو این موقعیت بیشتر رشد میکنی و به خاطر همین اینو رزق و روزیت کرده...حالا این تویی که باید انتخاب کنی با این چیزی که خدا برات مقدر کرده میخوای رشد کنی یا نه...این دیگه انتخاب خودته...این نارضایتی اگه منجر به انگیزه بشه باعث یه سوخت خوب میشه...از این سوخت استفاده کن برای پیشرفت...اگه از زندگیت ناراضی باشی و این نارضایتیت باعث بشه تصمیم بگیری برای پیشرفت خیلی هم عالیه...کسی که دنبال بهونه باشه برای خوبی کردن....سیگنال هاش کار میکنه و راهشو پیدا میکنه...
ببین؟من نمیدونم از زندگیتون راضی هستید یا نه...ولی برعکس اون چیزی که فکر میکنی رضایتمندی در زندگی ربط زیادی به پول نداره...رضایت از زندگی به این ربط داره که یه ارزشی خلق کرده باشی و یه دلی رو شاد کرده باشی و خوش اخلاق باشی و یه کار خوبی در حق کسی کرده باشی و چراغی رو در دل کسی روشن کرده باشی و کارای معنادار بکنی...اینا رضایت از زندگی رو بالا میبره...وگرنه آنقدر هستن کسایی که پول دارن اما از زندگیشون رضایت ندارن...وقتی روزتو جوری به پایان رسانده باشی که خدا ازت راضیه،این یه ارزشی تولید میکنه که منجر به رضایت از زندگیت میشه...ولی وقتی در طول روز کارای بد کرده باشی اصلا نمیتونی با احساس رضایت بخوابی و بیدار بشی...ولی وقتی مثلا عیادت مریض میری و دلی رو شاد میکنی...بعدش رضایت از زندگیت بالا میره...اگه تلاش کنی و نق و غر نزنی و به سمت اهدافت بری بعدش احساس خوبی نسبت به خودت داری...آخر شبا هم قشنگ پاداش خدارو حس میکنی و با احساس خوب سرتو روی بالشت میذاری...یا اگه بتونی با پدرمادرت تندی نکنی و جواب ندی و مادر پدرتو اذیت نکنی و کینه به دل نگیری،نتیجه همه این ها میشه یه احساس خوبی که همیشه همراهت هست.
پ.ن۱:منبع این نوشته کتاب فقط برای خدا زندگی کن هست.
پ.ن۲:به زودی خاطره اولین دیت عاشقانه ای رو که رفتم میذارم،به همراه سوتی های ویرانگرم😂