
به جوجه اردک زشتی که تا ابد تنهاست
چه فایده که بگویند باطنت زیباست؟!
دلت به ماندن اگر نیست خب رهایم کن
که مرگ ساده تر از هضم این ترحم هاست!
نه اینکه فکر کنی دوستت ندارم، نه!
برای آدم دلمُرده عشق بی معناست
به فکر پر زدنم... گرچه خوب میدانم؛
غمم بلند تر از سقف تیره ی دنیاست!
تو ماه بودی و من برکه ای که آغوشش
به جای عکس تو گاهی خود تورا میخواست!
چه بیتفاوتی ِ مضحکیست تنهایی!
چه احمقانه سرم بعد رفتنت بالاست...
چقدر تلخ که بعد از هزار سال سکوت
هنوز یاد تو در واژه های من پیداست!
مچاله میکنم این شعر را و این یعنی
هنوز آدم این قصه عاشق حواست...