امروز؛ روز آخر مدرسه برای بچهها بود. آخرین امتحان را دادند و آخرین خداحافظیها را کردند.
بعضیها یواشکی گوشی هم آورده بودند تا عکسهای دسته جمعی بگیرند و بههرحال یادگاری ثبت کنند.
جیغو داد جوانی، خندههای از تهدل، آببازی روزهای گرم و ...( از اینکارها که نوجوانی انجام ندهد باید تعجب کرد)
وسط این شلوغیها و گواهیاشتغال به تحصیل ثبت کردنها؛ تلفن مدرسه زنگ خورد.
و مرد همسایه شروع کرد به داد و فریاد از پشت تلفن.
دلیلش؟ البته که ساعت ده صبح؛ وقت خواب برای ایشان نبود.
بلکه صدای خندهی بچهها باعث گناه در ماه محرم میشود، دلیل این موضوع بود.
به قول خودش: محرم حرمت دارد باید حرمت نگاه دارید. در آن مدرسه که شما معلم هستید را باید تخته کرد.