ویرگول
ورودثبت نام
پاراگراف|حنانه سندگل
پاراگراف|حنانه سندگل
پاراگراف|حنانه سندگل
پاراگراف|حنانه سندگل
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

سمی‌ترین یا شیرین ترین واژه

اگر از منِ چند سالِ قبل می‌پرسیدی: سمی‌ترین واژه چیست؟ بی‌شک و بی‌ذره‌ای مکث می‌گفتم : عزیزم.

واژه‌‌‌ای که زیبا بود و هست و خواهد‌ماند اما در لجنزارِ دورویی غوطه ور شده و بهایش به اندازه‌ی پولِ سیاه می‌ارزد.

شده‌ است کلمه‌ای برای رام کردنِ اهلش.

کلمه‌ای برای هموار کردن راه‌ها.

برای کشیدنِ آن حرف‌هایی که بازپرس ساواک نمی‌توانست از آدمی دربیاورد.

کلمه‌ای که مانندِ به "خدا قسم" دیگر تاوانی ندارد و شده نقل‌و نباتِ محافل.

هنوز که هنوزه؛ نیمچه حساسیتی دارم و نسبت به بعضی عزیزم‌ها، عطسه‌ی انزجار می‌‌پرانم.

اما دسته‌‌ی دیگر انگار جنسشان فرق می‌کند تا مغزِ استخوانت می‌رود.دوست داری روی دیوارِ دلت قاب کنی.

گاهی هم از زبانِ گوشتی‌ِ بی‌استخوانت می‌لغزد برای هدیه به دیگری.

بدونِ توجه به اینکه طرفِ مقابلت؛ اصل حسابش کند یا قلابی.

اوایل با خود می‌گفتم: صبر کن شاید او شایسته این محبت نباشد اما خب که چه؟ این کاشتِ من است نه برداشتِ دیگری. بهتر است تا وقتی بیات نشده؛ حواله‌اش کنم به آدم‌های واقعی.

۱۴۰۴/۵/۲۸

نوشتنعزیزمنویسندگی
۸
۰
پاراگراف|حنانه سندگل
پاراگراف|حنانه سندگل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید