بیایید راجع به دو نیروی غیر قابل دیدن ولی خیلی قوی تو زندگیمون صحبت کنیم: اهمالکاری و کمالگرایی. این دو تا واقعاً مثل دو روی یک سکهان. یکی ممکنه بگه “نکن، ولش کن!” و دیگری بگه “این که به اندازهی کافی خوب نیست!”.
اهمالکاری یعنی تو یه کار رو به تعویق بندازی. معمولاً به این دلیله که نمیخوای با چالشها و مشکلات دست و پنجه نرم کنی. واقعاً قبول دارم که گاهی ممکنه از شنیدن صدای “چرا اینو تا حالا انجام ندادی؟” از درون خودمون، وسواس و ترس به ما حمله کنه و باعث بشه از انجام کار فرار کنیم.
از طرف دیگه، کمالگرایی یعنی این که همیشه میخوایم بهترین و بینقصترین کار رو ارائه بدیم. ولی این “بهترین” هم میتونه یک تله باشه. وقتی همیشه خودت رو تحت فشار میذاری که هیچ نقصی نداشته باشی، احتمالاً هیچ وقت هم چیزی رو شروع نمیکنی!
حالا این دو تا چطوری به هم ربط دارن؟ به عنوان مثال، فردی که کمالگرا هست ممکنه بخواد تحقیقی رو انجام بده، اما چون نگرانه که نتیجهاش به اندازهی کافی خوب نمیشه، اصلاً شروع نمیکنه! و اینطوری اهمالکاری به وجود میاد.
فکر میکنم همهمون یه دوست یا آشنا داریم که از این چالشها رنج میبره. مثلاً یه دوستی داشتم که آدمی فوقالعاده بااستعداد بود، ولی به خاطر کمالگراییاش هیچ وقت پروژههایش رو تمام نمیکرد و فقط مدام در حال ویرایش و تغییر بود. و بعدش هم خودش رو سرزنش میکرد که چرا نتونسته به نتیجه برسه!
اما نگران نباشید! اینجا چند تا راهکار داریم که شاید به کارتون بیاد:
اهمالکاری و کمالگرایی شبیه دو دوست بد هستند که همواره در حال خرابکاری زندگی ما هستند. ولی به جای اینکه بهشون اجازه بدیم ما رو عقب نگهدارند، بیایید یاد بگیریم چطور بر مشکلات غلبه کنیم و زندگی بهتری داشته باشیم!