ویرگول
ورودثبت نام
آیدا
آیداشبی شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را کسی اینجا نمی‌فهمد من و حالِ خرابم را
آیدا
آیدا
خواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیش

عشق، یا ترس از تنها ماندن؟

گاهی آدم‌ها وابستگی را با عشق اشتباه می‌گیرند.شاید چون هر دو با دلتنگی همراه‌اند، با ترس از دست دادن، با میلِ ماندن. اما هرچه بیشتر به گذشته نگاه می‌کنم، بیشتر احساس می‌کنم این دو، آن‌قدرها هم شبیه هم نیستند.

آدمِ وابسته، گاهی نه به خودِ آدم، که به حسی که از حضور او می‌گیرد دل می‌بندد؛ به آرامشی که می‌گیرد، به تنهایی‌ای که کمتر می‌شود، به دستی که در روزهای سخت گرفته بود.

اما عشق، به گمان من، کمی بی‌ادعاتر است.

عشق، دیگری را برای پر کردن حفره‌های خودش نمی‌خواهد. او را می‌خواهد، چون بودنش را دوست دارد.این را نه از کتاب‌ها، که از روزهایی فهمیدم که دیگر شبیه خودم نبودم.روزهایی که همه چیز از دستم رفته بود. نه حالی برای لبخند داشتم، نه توانی برای جمع کردن خودم. در آن روزها، تازه فهمیدم آدم‌ها چقدر متفاوت دوست می‌دارند.روزهایی که بیشتر از هر چیز، به کمی فهمیده شدن نیاز داشتم. نه به معجزه، نه به کسی که همه چیز را درست کند. فقط به کسی که بماند و دست‌کم، سنگینی بیشتری روی شانه‌هایم نگذارد.

در آن روز های سنگین همه می‌گفتند نمی‌دانند چگونه کنارم باشند، نمی‌دانند چطور حالم را بهتر کنند. و شاید حق داشتند.هیچ‌کس قرار نیست معجزه کند.اما مگر دوست داشتن، همیشه بلد بودن است؟شاید نه،شاید دوست داشتن، بیشتر از آنکه بلد بودن باشد، خواستن است.خواستنِ ماندن،خواستنِ فهمیدن.خواستنِ اینکه زخم‌های کسی که دوستش داری، کمی کمتر درد بکشند.

و شاید همان روزها بود که فهمیدم خیلی از احساساتی که نام عشق بر آن‌ها گذاشته‌ایم، چیزی جز ترسِ تنها ماندن نیستند.چیزی جز وابستگی به حضوری که نیازهایمان را برآورده می‌کرده.

برای همین، هرچه بیشتر می‌گذرد، بیشتر به این فکر می‌کنم که عشق، کمتر از آنکه «به من چه می‌دهی؟» باشد، «تو چه حالی داری؟» است.

و شاید تفاوت عشق و وابستگی، دقیقاً همین‌جا آشکار می‌شود.وابستگی می‌گوید: «کنارم بمان، چون به تو نیاز دارم.»

اما عشق، حتی میان ترس‌ها و ناتوانی‌ها، آرام زمزمه می‌کند:«کنارت می‌مانم، چون رنج تو برایم بی‌اهمیت نیست.»

!؟
!؟

این فقط برداشت من از روی تجربه‌ای هست که پشت سر گذاشتم. کنجکاوم بدونم شما چطور به این موضوع نگاه می‌کنین.

به نظر شما، مرز میان عشق و وابستگی کجاست؟

«کنارت می‌مانم، چون رنج تو برایم بی‌اهمیت نیست.»

عشق
۰
۰
آیدا
آیدا
شبی شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را کسی اینجا نمی‌فهمد من و حالِ خرابم را
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید