Aida·۴ روز پیشروز آبیکامهای عمیق و پیدرپی را به ضیافتِ این کالبدِ بیجان میخوانم؛ گویی ریههایم پیلهای شدهاند برایِ رؤیایِ دودها که در انتظارِ پروانگیست.ر…
Aida·۳ ماه پیش«شنبه ۶دی ماه ۱۴۰۴»«گلی گلی جانم…گلی، نمیخوای بیدار شی؟»صدای آبجیام بود که از دور صدایم میزد. چشمهایم را باز کردم، نگاهی کوتاه به سقف انداختم و دوباره بست…
Aida·۷ ماه پیشزخمِ لبخند های دروغینْآدما بعضی وقتا اونقدر بیرحم میشنکه حتی سایهشونم ازت دریغ میکنن.میان، دل میبرن، امید میکارن،اما درست وقتی ریشه میزنی،خاکو از زیر پاه…