ویرگول
ورودثبت نام
آیدا
آیدامن زنده ام به رنج...!
آیدا
آیدا
خواندن ۲ دقیقه·۸ روز پیش

وقتی نور را به گلوله بستند!

فرزندِ ایران! جانِ فدایِ میهن! مانی صفرپورِ عزیز!

هجده ساله! هجده ساله! هجده ساله!

این تکرار، نه از سرِ فراموشی، که از سرِ خشم است؛ خشم بر تقویمِ دروغینی که تو را از ما ربود.


شب، سرد بود؟ نه! شب، سیاه بود؛ سیاهیِ مطلقِ قاتلانی که آرزوهایت را، لبخندت را، و حقِ نفس کشیدنت را ربودند. سلسبیل، شاهدِ بود؛ شاهدِ شلیکِ ناجوانمردانه‌ای که نه بر جسم، که بر قلبِ تپنده‌یِ ایران فرود آمد. آن برفِ لعنتی، گمان کرد می‌تواند خونِ تو را بشوید، اما ندانست که خونِ جوانانِ این آب و خاک، از جنسِ شعله است؛ شعله‌ای که زیرِ خاکستر هم، تمامِ هستی را به آتش می‌کشد!

تو رفتی؟ نه! تو آغاز شدی؛ آغازی پر از درد، اما پر از انتقامِ حقیقت. آن گلوله، نه پایانِ مانی، که آغازِ فریادی بود که از حنجره‌یِ خیابان‌ها، از گلویِ هر مادرِ داغدار، از مشتِ گره‌کرده‌یِ هر جوانِ آزاده، بیرون خواهد زد.


قاتلان! شما فقط یک انسان را نکشتید؛ شما نور را هدف گرفتید، آرزو را نشانه رفتید، آینده را به رگبار بستید. اما کور خواندید! چون نور، با گلوله خاموش نمی‌شود؛ نور، در دلِ تاریکی می‌شکافد و راه را نشان می‌دهد. آرزوها، در دلِ ملت، هزاران شاخه می‌شوند و می‌بالند. آینده، از خونِ شما سبز خواهد شد!

هجده سال… چه کوتاه است برای زیستن، اما چه بلند است برای جان دادن به یک آرمان! هجده سالِ تو، سنِ ساختن نبود؛ سنِ قیام بود! سنِ دویدن نبود؛ سنِ تاریخ‌سازی بود!

مانیِ ایران! امروز، هر قطره باران، اشکِ انتقامِ آسمان است؛ هر دانه برف، کفنِ دروغینِ قاتلان است؛ و هر تندباد، نفسِ خشمِ ملتی است که دیگر سکوت نخواهد کرد.

آن‌ها فکر کردند با جسدِ تو، داستان را تمام کردند. اما نمی‌دانستند که داستانِ ما، با خونِ تو آغاز شد! نامِ تو، بر سنگِ گور حک نشده؛ بر قلبِ تاریخ، بر پیشانیِ انقلاب، بر رگ‌هایِ هر ایرانیِ آزاده، حک شده است!

مانی…

اگر باران بیاید، اگر برف ببندد، اگر بورانِ خشمِ خدا فرو ریزد،

ما انتقامِ تو را، نه با گلوله، که با سرنگونیِ ظالمان خواهیم گرفت!

ما انتقامِ تو را، نه با انتقامِ جویانه، که با برپاییِ عدالتی جهانی خواهیم گرفت!

ما انتقامِ تو را، با نسلی که دیگر زیرِ بارِ ستم خم نخواهد شد، خواهیم گرفت!


خونِ تو، بذرِ آزادی است؛

و ما، باغبانانِ خشمگینِ این خاکیم!

خونِ تو، شعله‌یِ انقلاب است؛

و ما، آتش‌نشانانِ این شعله‌ایم!

مانیِ ایران!

نامِ تو، فریادِ ماست!

راهِ تو، راهِ ماست!

و انتقامِ تو، آرمانِ ماست!

تا صبحِ آزادی ،

این راهِ سرخ ادامه دارد!

:))))))
:))))))



این راهِ سرخ، ادامه دارد!

نور
۰
۰
آیدا
آیدا
من زنده ام به رنج...!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید