از کجا بفهمیم واقعا چه حسی داریم؟
بعضی از رابطه ها بیشتر از اینکه به ما آرامش بدهند ما را مضطرب میکنند.
مدام منتظریم پیام بیاید،نگرانیم طرف مقابلمان سرد شده باشد ،از تنها ماندن میترسیم و فکر میکنیم اگر این رابطه تمام شود ، همه چیز فرو میریزد.در چنین موقعیت هایی خیلی ها اسم این احساس را عشق میگذارند ، در حالی که ممکن است چیزی که تجربه میکنیم بیشتر <<وابستگی عاطفی >> باشد تا عشق .
تشخیص تفاوت عشق و وابستگی عاطفی خیلی مهم است ؛
چون این دو ، با اینکه در ظاهر شبیه اند اما اثر کاملا متفاوتی روی روان ما و کیفیت رابطه مان میگذارند.
عشق سالم معمولا با حس امنیت ، احترام و آرامش همراه است.در یک رابطه سالم ، دو نفر از با هم بودن لذت میبرند، اما تمام زندگی و هویتشان را به هم گره نمیزنند.
عشق یعنی دوست داشتن آگاهانه ؛ یعنی در کنار کسی بودن بدون اینکه خودت را فراموش کنی.
در عشق سالم :
. به طرف مقابل اعتماد داری
. از رشد او خوشحا میشوی
. لازم نیست مدام او را کنترل کنی
. از فاصله های کوتاه یا مشغول بودنش وحشت نمیکنی
. در رابطه خود واقعی ات را حفظ میکنی
وابستگی عاطفی زمانی شکل میگرد که حال خوب ما بیش از حد به حضور ، توجه یا تایید یک نفر وابسته شود.
در این حالت ، رابطه ما فقط یک ارتباط عاطفی نیست ؛ بلکه تبدیل می شود به منبع اصلی آرامش ، ارزشمندی و امنیت روانی.
فردی که وابستگی عاطفی دارد ، معمولا با این فکرها درگیر است:
. اگر ترکم کند چه؟
. چرا کمتر از قبل پیام می دهد؟
. اگر نباشد ، من چطور دوام بیاورم؟
. نکند دیگر دوستم نداشته باشد؟
این یعنی رابطه بیشتر از عشق ، دارد بر پایه ترس از دست دادن و ترس از تنهایی پیش می رود.
اگر این نشانه ها را در خودت میبینی ، شاید لازم باشد با دقت بیشتری به رابطه ات نگاه کنی:
. بدون توجه طرف مقابل ، حالت به هم می ریزد
. مدام دنبال تایید و اطمینان گرفتن هستی
. از تنها بودن فرار میکنی
. برای نگه داشتن رابطه ، بیش از حد از خودت می گذری
. تمرکزت روی کار و درس یا زندگی شخصی کم شده
. احساس میکنی بدون آن آدم ، ناقص یا بی ارزش می شوی
تفاوت اصلی اینجاست:
عشق از امنیت می آید ، وابستگی از ترس.
عشق باعث رشد می شود ، وابستگی باعث فرسودگی.
عشق به تو اجازه می دهد خودت بمانی ، وابستگی تو را از خودت دور می کند.
در عشق می گویی :
در وابستگی می گویی :
همین تفاوت کوچک ، سرنوشت یک رابطه را عوض میکند.
وابستگی عاطفی معمولا بی دلیل به وجود نمی آید .
این احساس می تواند ریشه در تجربه های گذشته داشته باشد،مثل :
. عزت نفس پایین
. ترس از طرد شدن
. تجربه رابطه های نا ایمن
. ناتوانی در تنها بودن
گاهی ما طرف مقابل را دوست نداریم ؛ بلکه از احساسی که حضور او در ما ایجاد می کند جدا نمی شویم.
کم شدن وابستگی عاطفی یک فرایند است ، نه یک تصمیم یک روزه . اما این کارها کمک میکنند:
1. تقویت عزت نفس : روی نقاط قوت خودت تمرکز کن.
2. داشتن زندگی شخصی مستقل : دوستان ، علایق و اهداف خودت را دنبال کن.
3. تنها بودن را تمرین کن : یاد بگیر از وقت گذراندن با خودت لذت ببری.
4. مرز گذاری سالم : یاد بگیر "نه" بگویی و انتظارات واقع بینانه داشته باشی.
هر احساس شدیدی لزوما عشق نیست.
گاهی چیزی که اسمش را عشق گذاشته ایم ، در واقع ترس از تنهایی ، نیاز به تایید یا وابستگی عاطفی است.عشق سالم قرار است به ما امنیت ، رشد و آرامش بدهد ؛ نه اضطراب دائمی و فراموش کردن خودمان.
اگر رابطه ای باعث شده مدام نگران ، خسته و وابسته باشی ، شاید وقتش رسیده به جای فقط ماندن ، کمی عمیق تر نگاه کنی و از خودت بپرسی:
من واقعا عاشقم ،یا فقطر میترسم تنها بمانم؟