درود به رفقای عزیز من....مخاطب این پست تمام افرادی هستند که در ویرگول زندگی میکنند و یا که به هر شکلی در ماراتون کنکور یا درس خواندن (حتی نخواندن) گیر افتاده اند.....
بر اساس اطلاعات جدید وزیر اموزش و پرورش گفته شده که در تاریخ 15 تیر به ما اعلام خواهند کرد که تاریخ کنکور چه زمانی خواهد بوده اما همچنان رسما این موضوع تایید نشده و خواسته شده به تاریخ استناد نکنید و برنامه قبلی خود را با نظارت مشاورین پیش ببرید و خب یک کلام......... تکلیف مشخص نیست...
اما من امشب نیومدم اینجا که درباره این اخبار نامشخص تکراری باهاتون حرف بزنم...تمام دلیلی که اینجانب از هفته اخر فروردین ماه فعالیتش را در ویرگول اغاز کرده صرفا کم کردن اندکی موج خفقان،ترس،ناامیدی مطلق و خشم در این شرایط نابسامان ایران عزیزم و شاید اندکی تسکین برای هم سن و سالان خودم که با کنکور و درس دسته و پنجه نرم میکنند بوده.دقیقا نمیدانم ایا حتی به اندازه ذره ای حضورم باعث تسکین بوده یا خیر...احتمالا روی اعصاب بسیاری از دوستان هم بوده ام:}}....اما به عنوان یک پشت کنکوری از دشواری های یک ایرانی کنکوری بودن به شدت اگاه هستم.
مدت ها منتظر بودم تا معجزه ای رخ دهد و کشور از این شرایط نامشخص و بالاتکلیف خارج شود...
اما عزیزان هیچ کس نیامد...مثال توپ والیبالی میان دست سیاستمداران خودخواه به این سو و ان سو پاس کاری و پرتاب میشویم...در اخر هم به جان هم دیگر افتاده ایم و کینه ای که ان سرش ناپیدا.....میشود گفت دروغ میگویند؟خیر........تماما حق و حق و حق......و از دید دیگری....باطل و باطل و باطل
و من به شدت قدردان ان دسته از دوستانی هستم که در این نابسامانی گل امید و انسانیت را به قلب ها هدیه کردند
همچنین قدردان انهایی که همچون خودم غر زدند و شیون و فریاد حق بر اوردند و یاداور شدند که همگی ما از یک درد مشترک رنج میبریم و تنها نیستیم
قدردانن انهایی که در هر شغل و حرفه و جایگاهی تلاش میکنند با انصاف ،انسان تر از انسان زندگی کنند و حتی اگر مرهم نیستند،زخم را عمیق تر نکنند
اخه چقد خوبیدددد

و اما شما جناب کنکوری............بله............شما که زل زدی به صفحه و دلت قل قل میخوره و صدای داد و فریاد و اه و افسوست تا این ور لبتابم میاد:)))
توی پست مرا ببین خداحافظی کردم تا با ترسی که از سال اول کنکورم نشات میگرفت مواجه بشم و ازش فرار نکنم
اما به یه روزم نکشید و کم اوردم.....بیش تر از چیزی که فک میکردم درد داشتم....من اون لوح چوبی رو پیدا نکردم.....چون رفتنم از ویرگول بازم همچنان به خاطر ترس از اینده بود....ترس از کم کاری.....ترس از شکست مجدد
ولی دیگه فرار نمیکنم..... من میخوام از ویرگول به عنوان محرکه استفاده کنم....پس ازت یه چیزی میخوام
اینکه بنویسی.....از دردات ......از گریه های عصبیت....از حرفای بقیه که هر چند میگن از روی مهربونیه ولی بازم این روزا مثل یه خنجر شده تو سینت....تو خودت نریز....با داد و فریاد تایپ کن ولی نگه ندار......اگه میگی قلمم خوب نیس باید بگم تا شروع نکنی هیچ وقت نمیفهمی قلمت چه قدرتی داره.....(به خدا اگه روز اول میدونستم انقد بلدم ور بزنم😂😂)......یا چمیدونم بیا تو کامنتای من بنویس........خداشاهده هیچ وقت قصد انتقاد و قضاوت و نصیحت هیچ کسیو ندارم....اما شاید حرفام یکمم شده ارومت کنه......اصلا خود به زبون اوردنش معجزسس
ممکنه بگی خب عمو جون چرا داری به رقیبت کمک میکنی
منم میگم:....................:////////////////////////////////////مگه فرق تمساح و کروکدیل چیه!!!
تو بشو رتبه یک ........من میشم دو.........کسی جای کسیو تنگ نکرده عمو جون..........اصلا بیا هیچ کاره بشیم هان؟موافقی؟:}}}}}}
خلاصه که این روزا من و تو بشیم مراقب هم؟تنها نیستیم که........همه مثل همیم:)))
اگه حرفی بود من ده شب میام اصولا تو سایت به این شکل که مثلا به ازای طول روز جایزه بدم....(الان یه عده فک میکنن من کل روز همه مباحثو جارو میکنم......خیرررر....من دارم کشون کشون حرکت میکنم...فقط دارم سعی میکنم مغزم یه ذره هم شده پرش نداشته باشه و فرار نکنه :}}}.......)
نترس............تهش هیچی نمیشه.......مرگ یه بار شیون یه بار..................اینکه میخوان بزنن تو سرمون دلیل نمیشه که ما خفه شیم........بیا بجنگیم......تروجون sema😒😊😁😂😂😂😂❤️
همین دیگه.......sema......... اهه نه عکس نذاشتم.......عکسمون نشه؟





