ویرگول
ورودثبت نام
سامیا. ی
سامیا. ی«در نبرد با اشیاء، برای رسیدن به صلح. مستندنگاریِ زنی در آستانه پنجاه‌سالگی که تصمیم گرفته به جایِ ساختن با «ناگزیرها»، صندلیِ خودش را طراحی کند. اینجا روایتِ خروج از تعلیق است.»
سامیا. ی
سامیا. ی
خواندن ۱ دقیقه·۴ ساعت پیش

نبرد نا برابر من و لکه های پشت شبشه

روزها، ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند. طبیعت هر روز تابلویی باشکوه برای دلبری خلق می‌کند، اما من تمامِ این مدت نگرانِ لکه‌ی مانده بر شیشه بوده‌ام. لکه‌ای که دور از دسترس است، اما تابلوی زیبای آسمان را گروگان گرفته.

سال‌ها گذشت و من هنوز در حسرتِ یک پیاده‌رویِ طولانی زیر نم‌نم بارانم، اما سهم من از تمامِ این پاییزها و زمستان‌ها، تماشای لکه‌هایی بوده که باران پشتِ شیشه جا گذاشته است.

به عنوان کسی که می‌خواست طراح باشد، به این شیشه‌ها نگاه می‌کنم و می‌بینم چطور یک اشتباه در طراحی، می‌تواند زندگیِ یک انسان را به بند بکشد. طراحِ این پنجره، زیبایی را دیده اما «دسترسی» را نه. او فراموش کرده که اگر دستِ من به آن سوی شیشه نرسد، شفافیتِ جهان برایم کدر می‌شود.

امروز، در آستانه پنجاه سالگی، میانِ تمیز کردنِ کابینت‌هایی که نه دستم به بالایش می‌رسد و نه کمرم تابِ پایینش را دارد، تصمیم گرفتم بنویسم. این‌ها فقط دردِدل نیست؛ این‌ها مستنداتِ نبردِ من است. نبرد برای طراحیِ دوباره‌ی زندگی، برای صندلی‌ای که واقعاً تکیه‌گاه باشد و برای پنجره‌ای که لکه‌هایش، حسرتِ باران را به دل آدم نگذارد.

من اینجا هستم تا از «تعلیق» خارج شوم. از همین امروز.

۱۳۰۴/۱۲/۳

#زن #طراحی_صنعتی #روزمرگی #نوشتن #تجربه_زیسته

امروز.امروزالایِ همین کارهای روزمره.

طراحی صنعتی
۳
۲
سامیا. ی
سامیا. ی
«در نبرد با اشیاء، برای رسیدن به صلح. مستندنگاریِ زنی در آستانه پنجاه‌سالگی که تصمیم گرفته به جایِ ساختن با «ناگزیرها»، صندلیِ خودش را طراحی کند. اینجا روایتِ خروج از تعلیق است.»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید