به نام آغازی دیگر با کوله باری از خاطرات...
به نام مقصدی که دور شد و وطنی که نزدیکتر...
به نام خورشیدی که در غربت غروب کرد و طلوعی که در وطن آغاز شد...
به نام راه های نرفته و بازگشته....
به نام رویایی که در بادگم شد و خاطره ای که در دل ماند...
به نام هیاهوی شهر غریب و سکوت آشنای خانه...
به نام ریشه هایی که در خاک غربت جوانه نزد،اما در وطن...جان دوباره گرفت
به نام تمام اشک هایی که دور از وطن ریخته شد...
به نام اولین قدم در خاکی نا آشنا و آخرین قدم در وطنی آشنا...
آغاز میکنم..