ویرگول
ورودثبت نام
سمر
سمربنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست! دردی‌ست چون خنجر. یا خنجری چون درد. این من که در من پیوسته می‌گرید. در من کسی آهسته می‌گرید.
سمر
سمر
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

شجره‌ی طیبه

پرسیده بودی که چند ساله‌ای

هزار تکه‌ام! تکه‌های بی‌شمار که در زمین میان دوره‌های کهن و امروز ساکنم. تکه‌ای هزار ساله در من است به قدمت کهن ترین درد تاریخ. وقتی اولین خون بر خاک غلتید، کهن‌ترین جان هستی انگار در من بیتوته کرد. و مابین این هم، عدد سالهای زیسته‌ در جهانم؛ سالخوردترین روح جهان که با هبوط در زمین ریشه کرد.

من پیر ترین و جوان‌ ترین جان جهانم . هم از مرگ می‌گذرم و هم مرگ پذیرم. متناقض‌ترین معنا در جهان!

با تمام کودکان جنگ هر بار پر پر شده‌ام و با تمام مادران ناگهان پیر شده‌ام. من با فریاد جان‌های متلاشی در ارتعاش صدا هبوط یافته‌ام و با هر قطره‌ی خون بر زمین ریخته‌ام. من ترس بمب‌های عمل نکرده‌ام. من تنهای خیابان‌های بعد حمله‌ام.

من دعای مستجاب یوسفم و کلمه‌ی بخشش برادران. من شکایت یعقوبم لحظه‌ی سفید شدن چشم نزد خدا. من جوهر کلمه‌ی مقدس الواح توراتم وقتی موسی آن را تلاوت می‌کرد. من صلیب واژگون انجیلم وقتی عیسی تحریف می‌شد. من درخت در خون تپیده‌ی زیتونم. گرد کوچکی روی گنبد بیت‌المقدسم. تکه‌ای از شیشه‌های رنگی کلیسای المهد. تک درخت نخل حوالی بیت اللحم که مریم به آن تکیه کرد. من طنین مقدس عیسی‌ام وقتی به روز تولد و مرگ خود سلام داد. من مظلومیت محمدم(ص) وقتی به اجر رسالتش سنگ می‌خورد. من آن نان سنگ شده‌ام که به زحمت به کنده‌ی زانو نصف می‌شد و نخ نعلین عروةالوثقی ام وقتی دوباره جراحت تازه‌ای را بر آن می‌دوخت.

من هم‌پای کودکان عاشورا دویده‌ام و زخم یتیمی خورده‌ام. من سلام زمینم به آسمان. من نگاه فرشتگانم به زمین. درون هر ابر قطره‌ای بارانم. ادای کلمه‌ی امانتم، عرضه شده به آسمان‌ها و کوه‌ها و آدم‌ها. من ذره‌ای از تلألؤ خورشید شرقی‌ام، من سالک این راه متروک مانده‌ام که هر روز به شجره‌ی طیبه‌اش سلام می‌دهم.

تاریخشهادتظلمسرگذشتداستان
۱۰
۰
سمر
سمر
بنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست! دردی‌ست چون خنجر. یا خنجری چون درد. این من که در من پیوسته می‌گرید. در من کسی آهسته می‌گرید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید