سمر·۶ روز پیشگهگاهی زندگی...به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید که میرویم به داغ بلند بالایی.«کاملا بی ربط با متن»…
سمر·۱ ماه پیشملکوت کلمهدر بعضی پستها حرف از نامه شد، یاد نامههای خودم افتادم. آن نامههای تک خطی که از روی پل میانداختم در رودخانهی سر خیابان. همان رودخانهای…
سمر·۱ ماه پیشبالهای پروانهکنار بسترش نشسته بودم. میخواستم هر کمکی که بشود و ساخته باشد دریغ نورزم. دستمال نم را روی لبهای خشک شدهاش کشیدم. صورتش را با آب تر کردم.…
سمر·۱ ماه پیشگروگان خویشتنممن رهین عمر باختهام. در تبعید مرگ. مرگِ از سایه نزدیکتر که بر پیشانی سرانجامبودنش را مهر کرده است. دنیا پشت سر در هم میپیچد در آتشی که…
سمر·۲ ماه پیشآسمان هشتممیخواهم نام شما را بیاورم، وامدار این نامم.اما نباید شما را به نام نامید، تاریخ هم به لحظهی گذر از شما که رسیده است با پیچ ملایمی سر سایی…