ویرگول
ورودثبت نام
سمر
سمربنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست! دردی‌ست چون خنجر. یا خنجری چون درد. این من که در من پیوسته می‌گرید. در من کسی آهسته می‌گرید.
سمر
سمر
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

شهید





تو ساده مُردی، خیلی ساده، نه مثل یک ابر قهرمان بلکه کاملا شبیه به کودکی بی‌دفاع در جهانی پر از بی عدالتی و تزاحم منافع. یک هدف ساده و آسان بودی برای بالارفتن آمار تلفات.

تو پشت نیمکت کلاس نشسته‌ای و آن صدای مهیب همراه با لرزه‌ی زمین و آوار ناگهان از ناکجا سربرمی‌آورد و تو تنها به این دلیل ساده که مبهوت و مضطرب شده‌ای و برعکس قهرمان‌های فیلم‌های پر طمطراق ضدضربه و خوش شانس نیستی زیر آوار جان می‌دهی. هزار بار هم که حادثه را دوره کنیم همین است.

آن روز مدرسه آغشته از خون و دود و بوی خاک و باروت شد. زمین را اعضای مثله شده‌ی بدن‌های کوچک و خرابه‌های ساختمان پر کرد. صدای شیون‌ها هم کم کم فضا را می‌آکند. مادرهای حیرانی که دنبال جنازه‌ی کودکشان روی آوار چنگ می‌زدند و‌ پدرهای مبهوت با بغض فروخورده در تماشای آوار و دود و خون، خود و جهان را از یاد می‌بردند.

کاش قهرمان داستان‌ها هم شبیه تو می‌مردند. زیر آوار، با انفجاری ناگهانی، بی خبر و بی گناه.

اگر فیلمی می‌توانست عجز بشری را در برابر فهم این واقعیت که چطور کودکی را می‌توان با جنایت تکه تکه کرد نمایش دهد تو قهرمان آن می‌شدی. حالا ما بازمانده‌ها مانده‌ایم با آوار واقعیت و چند خروار خاک که روی قبر‌ها تلنبارند.

تو تکرار نشدنی و منحصر به فرد بودی اما در چند لحظه با یک فرمان، خیلی ساده از دست رفتی.

کاش کسی پیدا می‌شد تا بهت، حیرت و غم ناگشوده‌ی ما را شرح می‌داد. برگشت ناپذیر بودن تو، سادگی ماجرای از دست رفتنت و این که چطور تمام عمر باید با شمعی سر مزارت شب را به صبح رساند را طوری تفسیر می‌کرد که در باور بگنجد.

چطور هولناکی این اتفاق را که به ساده‌ترین حالت ممکن رخ داد می‌توان تاب آورد؟ چطور می‌شود این بغض فروخورده را فریاد زد؟ چطور می‌شود تو را از مرگ پس گرفت و به زندگی برگرداند؟ چطور میشود خون پاک تو را از یاد برد و فریاد انتقام سر نداد؟

ما می‌دانیم باید چه کار کنیم؛ ما می‌دانیم که خون بر ظلم پیروز است. ما می‌دانیم که از خون تو نباید ساده بگذریم...



شهادتزندگیکودکیمدرسه
۶
۱
سمر
سمر
بنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست! دردی‌ست چون خنجر. یا خنجری چون درد. این من که در من پیوسته می‌گرید. در من کسی آهسته می‌گرید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید