M_Dastani·۴ روز پیشتا خودِ مرگ کنارتم ایرانم.بارها قصد نوشتن کردم. قلم به دست گرفتم تا از آنچه در این روزگار اشکها را جاری میسازد بنویسم:به مادری فکر کردم که چشم به در دوخته و انتظار…
M_Dastani·۲ ماه پیشتفسیر خاموشِ رنجخسته از تمام نامردیها و ناامنیها!رفتنهای بیدلیلِ آنان که ادعای ماندن داشتند،و بودنهای نهچندان بکر و حقیقیِ آنان کهدر پسِ فشردنِ دستت،…
M_Dastani·۲ ماه پیشنبودن در اکنون؛ زندگی در «فرداها و دیروزها»بخش بزرگی از ذهن ما در گذشته و آینده سرگردانه: وقتی در گذشتهست ،درگیر حسرت و «کاش» ها میشه و وقتی در آیندهست ، درگیر اضطراب و «اگه…
M_Dastani·۴ ماه پیشکلبه خاطراتچند ماهی شده بود برای ندیدنت قید کلبه و دریاچه را زده بودم.خودم را محروم کرده بودم از بودن کنار خویشان تا چشمم به چشمانِ سیاهت نخورد و باز…
M_Dastani·۴ ماه پیشاشک های دلتنگیگاهی یک اشک یادآور بغضهای فرو خورده میشود. همانجا که بی اختیار دانه اشکی از سوز صدای خواننده بر گونهات میغلتد…
M_Dastani·۴ ماه پیشافسردگیهر آنچه که باید از افسردگی بدانیم، از علت بوجود آمدن تا راه های فرار از آن.
M_Dastani·۵ ماه پیشتا کجا دیوانه ام؟آدمیزاد اکثرا فرار را به ماندن ترجیح میدهد؛ من هم از این قاعده مستثنی نبودم. فرار را انتخاب کردم و فرسنگ ها از تو و مهم تر از خویش دور شدم.…
M_Dastani·۶ ماه پیشسندروم سیندرلاعبارت « سندروم سیندرلا » را نخستین بار « کولت داولینگ » در کتاب « سندروم سیندرلا: ترس پنهان زنان از استقلال » به کار برد. سندروم سیندرلا به…