ویرگول
ورودثبت نام
ماهی می‌نویسد
ماهی می‌نویسدبرای رهایی از فکر کردن ، می نویسم
ماهی می‌نویسد
ماهی می‌نویسد
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

بنفش و آبی

به همه میگه منو پیدا کرده ولی حقیقت اینه که من از
قبل اونو میشناختم .به همه میگه اول از همه بخاطر اینکه از اسمم خوشش اومده بود بهم پیام داده ولی نقشه های من پیچیده تر از این حرف ها بوده .
الان بهش نگاه میکنم و هر روز از نقشه های پیچیده‌ی که برای به دست آوردنش کشیدم خوشحال تر میشم .جوری که موهای فرش رو توی آینه بالا و پایین میکنه ،جوری که هر بار با یه مدل خنده جدید منو سوپرایز میکنه و جوری که صدام میزنه .وقتی که عصبی از توی آشپزخونه داد میزنه "حمیید" و من هیچ احساسی به جز شادی ندارم چون حتی چهره‌ی عصبانیش یه صورته گرده با موهای فر و اخم های کوچیک .وقتی از دور بهم میرسه و شروع میکنه به صدا زدنم ،"حمید حمید" قلبم به تپش می افته و با خودم فکر میکنم ،هی دختر با منه ؟ انگار درست منه کوچولو به خودش افتخار میکنه که یه دوست داره،یه دوست که قشنگ ترین لبخند دنیا رو داره ،یه دوست داره که هر کاری بکنه همراهش هست

دوستداستان
۶
۳
ماهی می‌نویسد
ماهی می‌نویسد
برای رهایی از فکر کردن ، می نویسم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید