معرفی و بررسی کتاب «صید ماهی بزرگ» اثر دیوید لینچ
ماهی استعارهای برای ایده است و ماهی بزرگ یعنی ایدۀ بزرگ و صید آن یعنی به چنگ آوردن ایدۀ بزرگ. اما این استعاره چه معنایی دارد؟ از نظر دیوید لینچ (1946-2025)، کارگردان افسانهای سینما که همین چند روز پیش درگذشت، ایدههای بزرگ مثل ماهیهای بزرگ در اعماق جای دارند و نه در سطح. برای شکار چنان ایدههایی باید به اعماق رفت. اما کدام اعماق؟ او میگوید اعماق آگاهی و هشیاری. راه رسیدن به آنجا هم مراقبه یا مدیتیشن است. به همین دلیل، دیوید لینچ در سراسر عمر فعال خود پایبندی سفتوسختی به مراقبه و عرفان شرقی داشت. روزی دو نوبت، صبح و عصر، و هر بار به مدت بیست دقیقه مراقبه میکرد. این کتاب گزارشی شخصی و فشرده از این تجربۀ معنوی است.
بعد از یک مقدمۀ نیمصفحهای، 84 بخش کوتاه آمده است؛ کوتاه یعنی مینیمالیستی. بیشتر آنها یک صفحه هم نیستند. با وجود این، بدیع و تأملبرانگیزند. البته که میشد قلمفرسایی کرد و بسیار نوشت، اما فایدهای ندارد. این متنهای کوچک به اموری اشاره میکنند که هر کسی خود باید آنها در تجربۀ خود بیابد. شخص یا خود تجربه میکند و با همین اشارۀ اندک حقیقت را میفهمد یا بیبهره از تجربه است و در این صورت، با توضیحات فراوان هم چیزی دستگیرش نمیشود. بنابراین مخاطب این کتاب، در اصل، خوانندۀ جستجوگر و کنشگر است.
وانگهی، لینچ نمیخواهد ما را به خودش فرا بخواند و یافتههایش را در چشم ما فرو کند، بلکه با توصیف تجربههای درونیاش هر کسی را به درون خاص خودش دعوت میکند. آن اعماق که شکارگاه ایدههای بزرگ است، درون خاص هر کسی است؛ شکارگاه اختصاصیاش. «درون هر انسان اقیانوسی از هشیاری ناب و پرشور وجود دارد» (صفحۀ 35) منبع آنجاست. اما نه ما میتوانیم به اعماق اقیانوس دیگران برویم تا چیزی شکار کنیم و نه آنها به درون اقیانوس ما راهی دارند تا چیزی به دست آرند. پس برای رسیدن به چیزهای ارزشمند و بدیع نباید تماماً آن بیرون پرسه بزنیم. باید به درون نقب بزنیم. «به درون شیرجه بزن و آن هشیاری سعادتبخش را احیا کن. به شادی و شهود پروبال بده. لذت انجام دادن را تجربه کن تا در این مسیر صلحآمیز بدرخشی.» (صفحۀ 163) این نکته را هم بیفزاییم که ایدههای بزرگ میتوانند از هر نوعی باشند؛ ایدههای هنری، ایدههای علمی، ایدههای فلسفی، ایدههای تجاری و... . هر کسی در پی ایدههای بزرگ است، فارغ از اینکه مربوط به چه حوزهای باشد، باید به اعماق برود تا بتواند چیزی اصطیاد کند. دستاوردهای بزرگ آن بیرون نیستند.
این کتاب اعتباری برای مراقبه رقم زده است. بسیاری از ناآشنایان یا بدبینان این اتهام را وارد کردهاند که رفتن به سراغ مراقبه برای فرار از واقعیت و روی آوردن به جهانی خیالی و موهوم است. در نتیجه، مراقبه هیچ ارزش و اعتباری در عالم واقع ندارد و هیچ کمکی به فعالیت انسان در یک زندگانی پرجنبوجوش نمیکند. اما در اینجا کسی نمیتوان لینچ را به توهم و خیالپردازی و هپروتروی متهم کند. دستاوردهای او در سینما، و حتی نقاشی و طراحی، چنان درخشان است که فیلسوفان در باب فیلمهایش کتابهای قطور فلسفی نوشتهاند. برای نمونه، اسلاوی ژیژک، که اعتقاد چندانی به درون و مراقبه و شرق معنوی ندارد، کتابی دربارۀ یکی از فیلمهای لینچ، «بزرگراه گمشده»، نوشته است. پس مراقبه میتواند دستاوردی اینجهانی هم داشته باشد.
نهفقط دستاورد مستقیم، بلکه – چهبسا از همه مهمتر – میتواند به ما کمک کند نسبتی درست را با دستاوردهای مثبت و منفی اینجهانی بیابیم: «تو نمیدانی فیلمت چه تأثیری روی مردم میگذارد. ولی اگر به این فکر کنی که چطور بر مردم تأثیر میگذارد یا چطور کسی را اذیت میکند یا فلان و بهمان، دیگر شاید دست از فیلمسازی برداری. تو این کارها را تنها با عشق انجام میدهی و هرگز نمیدانی چه خواهد شد.» (صفحۀ 29)
صید ماهی بزرگ (مراقبه، هشیاری و خلاقیت)
نویسنده: دیوید لینچ
مترجم: علیظفر قهرمانینژاد
ناشر: نشر بیدگل، چاپ بیستویکم 1403
189 صفحه، 182000 تومان