ویرگول
ورودثبت نام
محمود اسکندری
محمود اسکندری
محمود اسکندری
محمود اسکندری
خواندن ۳ دقیقه·۳ روز پیش

چرا مغزتان ساعت ۲ بامداد مدام مکالمه‌ها را مرور می‌کند؟

نکات کلیدی

  • مغز، موقعیت‌های گذشته را بازپخش می‌کند تا برای آینده آماده‌تان کند، نه فقط برای اینکه گذشته را دوباره زندگی کنید.

  • ابهام و ناتمام ماندن تعاملات اجتماعی باعث می‌شود آن‌ها مدت‌ها در ذهن فعال بمانند.

  • تبدیل افکار تکراری به تأمل و یادگیری می‌تواند اضطراب را کاهش دهد و تاب‌آوری را افزایش دهد.

ساعت ۲:۱۷ بامداد است و مغزتان تصمیم گرفته وقت خوداندیشی فرا رسیده است. نه درباره جلسه فردا یا فهرست تمام‌نشدنی کارهایی که صبح در انتظار شماست، بلکه درباره گفت‌وگویی که سه روز پیش با یکی از دوستانتان داشته‌اید. ناگهان، کلماتی که آن روز به زبان آورده بودید، دوباره در ذهنتان طنین‌انداز می‌شوند. شوخی‌ای را که نگرفت، مرور می‌کنید. حرفی را که باعث خجالتتان شده به یاد می‌آورید و آرزو می‌کنید کاش جور دیگری گفته بودید. جلسه‌ای را به خاطر می‌آورید که در آن باید بیشتر حرف می‌زدید. جالب اینجاست که هر بار این خاطره را مرور می‌کنید، انگار مفید به نظر می‌رسد؛ گویی یک بار دیگر تمرین کردن آن مکالمه می‌تواند چیزی را تغییر دهد. اما هیچ‌چیز عوض نمی‌شود. بیشتر مردم تصور می‌کنند این فقط اضطراب یا بیش‌ازحد فکر کردن است، اما روان‌شناسان دیدگاه متفاوتی دارند. مغز شما در تلاش نیست گذشته را بازنویسی کند؛ بلکه می‌خواهد با استفاده از تجربیات گذشته، برای تصمیم‌گیری‌های بهتر در آینده آماده شود (Nolen-Hoeksema و همکاران، ۲۰۰۸). همین تفاوت در نگاه، همه‌چیز را تغییر می‌دهد. مغز شما یک ماشین پیش‌بینی است معمولاً حافظه را مانند یک بایگانی در نظر می‌گیریم؛ جایی که خاطرات گذشته در آن ذخیره شده‌اند. اما عصب‌شناسان نگاه متفاوتی دارند. از دید آن‌ها، حافظه یکی از مهم‌ترین ابزارهای مغز برای پیش‌بینی آینده است. مغز برای اینکه تصمیم‌های بهتری بگیرد، به سراغ تجربه‌های پیشین می‌رود (Raichle، ۲۰۱۵). هر تعامل ناخوشایند یا دستپاچه‌کننده، به قطعه‌ای از داده تبدیل می‌شود. هر تجربه ناراحت‌کننده، به اطلاعاتی ارزشمند بدل می‌شود. هر اشتباه اجتماعی، فرصتی برای تمرین بهترِ گفت‌وگوهای آینده است.

مغز از خود می‌پرسد:

«چه اتفاقی افتاد؟»

«چه چیزی را متوجه نشدم؟»

«دفعه بعد چه کاری را می‌توانم بهتر انجام دهم؟»

مغز شما قصد ندارد شما را شرمنده کند یا شب‌ها بیدار نگه دارد؛ مغزتان در حال آموزش دادن به شماست.

چرا بعضی مکالمه‌ها تمام نمی‌شوند؟ حدود یک قرن پیش، روان‌شناس «بلوما زایگارنیک» در یک کافه متوجه نکته جالبی شد: پیشخدمت‌ها سفارش مشتریانی را که هنوز حسابشان را پرداخت نکرده بودند، با دقت به خاطر داشتند؛ اما به محض پرداخت حساب، جزئیات سفارش از ذهنشان پاک می‌شد. این پدیده بعدها به نام «اثر زایگارنیک» شناخته شد؛ یعنی تمایل ذهن به نگه داشتن کارهای ناتمام در حالت فعال، چون میل داریم آن‌ها را به پایان برسانیم (Zeigarnik، ۱۹۲۷). به یک گفت‌وگوی ناخوشایند فکر کنید. وقتی مطمئن نیستید که طرف مقابل شما را درست فهمیده یا نه، نگران هستید که شاید او را ناراحت کرده باشید، یا احساس می‌کنید فرصتی را از دست داده‌اید، مغز آن تجربه را «ناتمام» تلقی می‌کند. به همین دلیل، آن صحنه را بارها و بارها بازپخش می‌کند، زیرا تجربه‌های حل‌نشده توجه ما را به خود مشغول نگه می‌دارند.و بنابراین، مغز دوباره به آن لحظه برمی‌گردد. باز هم. و باز هم.

چرا شب‌ها همه چیز شدیدتر می‌شود؟

وقتی در حال استراحت هستیم، بخشی از مغز به نام «شبکه حالت پیش‌فرض» یا DMN (Default Mode Network) بیش از هر زمان دیگری فعال می‌شود. این شبکه در حافظه، خوداندیشی، تصور موقعیت‌های فرضی و شبیه‌سازی آینده نقش دارد (Raichle، ۲۰۱۵). می‌توان آن را مانند کمیته برنامه‌ریزی مغز تصور کرد که شب‌ها تشکیل جلسه می‌دهد تا برای روز بعد آماده شود.

هدف اصلی این شبکه، هدفی ارزشمند است: DMN می‌خواهد یاد بگیرد. DMN می‌خواهد به شما کمک کند بهتر شوید. اما گاهی فراموش می‌کند که چه زمانی باید دست از کار بکشد. در چنین مواقعی، شبکه حالت پیش‌فرض می‌تواند الگوهای فکری منفی و تکرارشونده‌ای ایجاد کند که به آن‌ها «نشخوار ذهنی» (Rumination) گفته می‌شود. این حالت اغلب با اضطراب و آشفتگی هیجانی همراه است، زیرا ذهن به جای تمرکز بر راه‌حل‌ها، مدام روی مشکلات متمرکز می‌شود (Nolen-Hoeksema و همکاران، ۲۰۰۸).

مغزروانشناسیبی خوابیموفقیت
۰
۰
محمود اسکندری
محمود اسکندری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید