احتمالا شما هم تا امروز مثل من فکر میکردین که درختها نمیتونن حرف بزنن، یا به هم کمک کنن، یا از هم مواظبت کنن. دیروز من بدون اینکه چیزی مصرف کنم (!) موقع تماشای قسمت هفتم سریال مستند «کیهان، جهانهای ممکن» متوجه شدم که تا الان اشتباه میکردم.
حرف این قسمت مستند اینه که انواعی از هوشمندی روی کره زمین وجود داره، که ما از اونها اطلاعی نداریم. یکی از اونها، یه شبکه جهانی زیرزمینیه که مثل شبکه اینترنت، کل جنگل رو به هم مرتبط میکنه. اعصاب درختها و گیاهها، قارچها، و باکتریها زیر زمین، با هم یه شبکه تشکیل میدن، با هم حرف میزنن، بعد یه چیزهایی رو روی زمین تغییر میدن. اینجوری حواسشون به همدیگه هست، به هم کمک میکنن، مواد غذایی رو با هم تبادل میکنن، و از کوچیکترها مراقبت میکنن. حتی وقتی یه درختی توی جنگل با تبر قطع میشه، بقیه درختها با ریشههاشون به ریشه اون درخت نزدیک میشن، تا بهش مواد مغذی برسونن، و بتونن کنده درخت رو زنده نگه دارن. این کارو نه فقط برای درختهای گونه خودشون، که برای بقیه درختها هم انجام میدن. چرا؟ چون میدونن حیات جنگل به حیات همه موجوداتش بستگی داره، و شاید چون درختها تفکر بلندمدت دارن. یه کم جلوتر، گوینده مستند راجع به این میگه که زنبورها، چطوری سیستم دموکراسی دارن، و مثلا برای محل کندوی بعدی رأیگیری برگزار میکنن.
حالا با همه اینها، فکر میکنین ممکنه که مثل قصههای بچهها، همه موجودات جنگل، یه جلسه رأیگیری برگزار کرده باشن، که با آدمها، این موجودات دوپا که کل کره زمین رو به گند کشیدن، باید چی کار کنن؟ بعد خفاش و مورچهخوار رو مسوول رسیدگی به این مشکل کرده باشن؟