ویرگول
ورودثبت نام
محمدطهماسبی
محمدطهماسبی✍️در پناه واژه‌ امن به نام شعر📚
محمدطهماسبی
محمدطهماسبی
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

مثنوی عشق

عشق یعنی قصه‌ای در گوشِ جان

باتو شکفتن در فصلِ زرد خزان

عشق یعنی معنی لبخندی برلبت

برای حل شدن در گرمای بغلت

عشق یعنی در مسیرِ پرخطر

با خالقت، برای خلق یک هنر

عشق یعنی بی‌نیاز از هر جهان

با تو گم شدن،در کرانِ بیکران

عشق یعنی حسِ یک پروازِ بلند

بلند و پرفراز، فراتر از دماوند

عشق یعنی همه این بی قراری‌ها

پروازی در خیال،چون قناری ها

دوباره عشقِ تا قیامت با تو بودن

زیرِ چترِ مهربانی‌ها باتو سرودن

عشق یعنی من دریا تو ماهتاب

بتابی بر جان و جهانم چو آفتاب

عشق یعنی رقصِ گل در بادِ تو

که هردم بتپد قلب من‌به یاد تو

چو نباشی تو روزی فارغ از هر فرهنگ

نبودت چو ساحل بگیرد جان هرنهنگ

عشق یعنی آرامش میانِ واهمه

تا ابد دچار یک نفر لا این همه

عشق یعنی توباشی در تمامِ لحظه‌ها

آغوش امنی درمیان تمام لرزه‌ها

اصلا عشق یعنی تا ابد دیوانگی

یعنی‌با تو بودن، اوجِ این فرزانگی

در پایان:

گفته‌اند بزرگان از ازل دچار باید بود

من گویم هرجانی به عشق ناچار باید بود

✍️.. محمد_کورد

#شماره_ثبتH9440028

عشق شادی،ست آزادیست آغاز آدمیزادیست ✍️(استاد ابتهاج)
عشق شادی،ست آزادیست آغاز آدمیزادیست ✍️(استاد ابتهاج)

#محمد_کورد

عشقشعرمثنویشاعرعشق واقعی
۵
۰
محمدطهماسبی
محمدطهماسبی
✍️در پناه واژه‌ امن به نام شعر📚
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید