ویرگول
ورودثبت نام
Maryam Shaker
Maryam Shaker♡「私は少年同士の恋が大好きです。」♡
Maryam Shaker
Maryam Shaker
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

مه و خاطره‌های خاموش

در دل جنگلی که مه آرام و سنگینش همه جا را پوشانده بود، درختان کاج ایستاده بودند؛ بعضی سبز و پر از زندگی، بعضی دیگر خالی از برگ و پژمرده، گویی هر کدام داستانی ناگفته داشتند. رودخانه‌ای سرد و آرام از میان جنگل می‌گذشت و صدای جریان آب، تنها صدای زنده در سکوت مطلق جنگل بود.

او هر روز این مسیر را طی می‌کرد، با قلبی سنگین و چشمانی خیس از اشک‌های نادیده. هر برگ ریخته، هر شاخه خمیده، گویی خاطراتی را زمزمه می‌کردند که هیچ‌کس جز او نمی‌شنید. رودخانه، با جریان آرامش، خاطراتش را از دست می‌داد؛ خاطراتی که دیگر باز نمی‌گشتند و تنها در مه محو می‌شدند.

آن روز، برای آخرین بار، روی سنگ‌های سرد کنار رودخانه نشست. صدای آب، باد میان شاخه‌ها، و بوی خاک خیس، همه با هم یک داستان خاموش و دردناک را بازگو می‌کردند. داستانی از تنهایی، از رفتن کسی که دیگر بازنمی‌گشت، و از جنگلی که همیشه شاهد سکوت و غم بود.

و او تنها ماند، با خاطراتی که هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسیدند، غرق در مه، در جنگلی که حتی در سکوتش، گریه می‌کرد.

مه
۴
۱
Maryam Shaker
Maryam Shaker
♡「私は少年同士の恋が大好きです。」♡
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید