ویرگول
ورودثبت نام
Maryam Shaker
Maryam Shaker♡「私は少年同士の恋が大好きです。」♡
Maryam Shaker
Maryam Shaker
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

پارت ۴ – عبور از سایه‌ها

سارا نفسش را آرام بیرون داد. چراغ کم‌نور اتاق، سایه‌های آن‌ها را روی دیوار بازی می‌داد. کاغذ کوچک هنوز در دستش می‌لرزید، اما دیگر نه از ترس، بلکه از تصمیمی که باید می‌گرفت.

نیما آرام گفت:

«هر چیزی که اینجا هست… می‌تواند تو را بسازد… یا بشکند.»

سارا به دفترچه نگاه کرد؛ صفحاتش پر از نقاشی‌ها و نوشته‌هایی بود که انگار گذشته‌ای دیگر، زندگی‌ای دیگر، در آن زنده مانده بود. هر خط و هر تصویر، دعوتی بود به مواجهه با خود، با خاطره‌ها، با آنچه پنهان کرده بود.

او یکی‌یکی نگاه کرد، بعضی‌ها لبخند زدند، بعضی‌ها قلبش را فشردند، اما هیچ‌کدام نتوانستند او را عقب بکشند. در نهایت سارا نفس عمیقی کشید، دفترچه را بست و آن را روی میز گذاشت.

نیما دستش را گرفت و گفت:

«همه چیز همین‌جا بود. حالا نوبت توست… نوبت شروع دوباره.»

سارا لبخند کوتاهی زد و برای اولین بار در طول آن شب، حس کرد که تنهایی و ترس دیگر دستش را نمی‌گیرند.

آن‌ها از خانه بیرون رفتند. باد هنوز می‌وزید، برگ‌ها خش‌خش می‌کردند، اما این بار صدای قلب‌هایشان قوی‌تر بود از هر سایه‌ای که در اتاق دیده بودند.

سارا فهمید که بعضی انتخاب‌ها، حتی اگر سخت باشند، مسیر تازه‌ای می‌سازند—مسیری که نور و آرامش را در انتهای تاریکی هدیه می‌دهد.

ترس
۴
۱
Maryam Shaker
Maryam Shaker
♡「私は少年同士の恋が大好きです。」♡
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید