
لیلا در یک شرکت تازه استخدام شده بود. باهوش بود، سختکوش و پر از برنامه برای آینده.
اما خیلی زود فهمید نگاه بعضیها عجیب است.
یکی از همکارانش با لبخندهای سنگین میگفت:
«تو فقط باید خوب دیده بشی تا پیشرفت کنی.»
چند روز بعد در یک مهمانی کاری، مدیر دیگری آرام به او گفت:
«اگر کمی بیشتر با ما همراه باشی، راهِ ارتقا خیلی سریعتر میشه.»
لیلا همان شب زودتر از همه مهمانی را ترک کرد.
از طرف دیگر، وقتی موضوع کار و پیشرفت را در خانواده مطرح کرد، یکی از فامیلها گفت:
«زن اگر زیاد دنبال کار بره، آخرش آسیب میبینه. بهتره خیلی جلو نری.»
لیلا مدتی در سکوت به این دو نگاه فکر کرد.
یکی میخواست او را به یک ابزار تبدیل کند،
دیگری میخواست او را در قفسِ محدودیت نگه دارد.
چند روز بعد با آرامش به کارش ادامه داد؛ درس خواند، مهارت یاد گرفت و مسیر خودش را ساخت.
نه اجازه داد کسی از او سوءاستفاده کند، نه اجازه داد ترس دیگران جلوی رشدش را بگیرد.
او فهمید کرامت واقعی یعنی خودت انتخاب کنی و پای انتخابت بایستی.
درس کوتاه:
زن نه کالا است و نه قربانی؛ انسانی مستقل است که حق انتخاب، پیشرفت و مسئولیت زندگی خودش را دارد.
#کرامت #استقلال #انتخاب #مسئولیت #رشد
اگر این نوع نوشتهها برایت الهامبخش است،
در Threads با من همراه شو:
@mehdimdzh_prism
و برای مطالب کاملتر، نسخههای صوتی و آرشیو نوشتهها در روبیکا:
@mindprism