ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

داستان «برگه امتحان»

آقای مرادی، معلم دبیرستان بود.

بین دانش‌آموزها، علی از همه بااستعدادتر بود؛

اما فقیر بود، خجالتی بود و همیشه لباس‌های ساده می‌پوشید.

یک روز، پسرِ یکی از افراد بانفوذ شهر در امتحان نمره کمی گرفت.

پدرش به آقای مرادی گفت:

«نمره پسر منو بالا ببر…

در عوض، برای معاون شدن کمکت می‌کنم.»

آقای مرادی قبول کرد.

برای اینکه اختلاف نمره‌ها طبیعی به نظر برسد،

چند نمره از برگه علی کم کرد.

وقتی برگه‌ها را تحویل داد،

علی با دست لرزان گفت:

«آقا… من مطمئنم این سؤالو درست نوشته بودم…»

اما آقای مرادی حتی نگاهش هم نکرد.

همان یک نمره باعث شد علی از سهمیه مدرسه تیزهوشان جا بماند.

چند ماه بعد، ترک تحصیل کرد و رفت کنار پدرش کارگری.

سال‌ها گذشت.

آقای مرادی معاون شد،

ماشین بهتر خرید،

و فکر کرد همه‌چیز تمام شده.

تا اینکه یک شب، پسر خودش با حال بد به خانه آمد.

در دانشگاه، استادی بدون دلیل نمره پروژه‌اش را کم کرده بود.

پسرش با بغض گفت:

«بابا… بعضی معلما آینده آدمو نابود می‌کنن…»

آقای مرادی چیزی نگفت.

فقط به دست‌های خودش خیره شد؛

همان دست‌هایی که سال‌ها قبل،

آینده یک دانش‌آموز را آرام و بی‌صدا خط زده بودند.

آن شب برای اولین بار فهمید:

ظلمی که به دیگران می‌کنی،

راه برگشت خانه‌ات را بلد است.

درس کوتاه

گاهی یک بی‌عدالتی کوچک، می‌تواند زندگی یک انسان را عوض کند؛

و اثر کارهای ما، دیر یا زود به خودمان برمی‌گردد.

#معلم #عدالت #مسئولیت #کارما #آینده

اگر این نوع نوشته‌ها برات الهام‌بخشه،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

معلمدرس زندگیکارماداستان کوتاهآگاهی
۱۴
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید