ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

داستان: «تله‌ی کتاب‌های بی‌پایان»

استاد «فرهاد» معلم خلاقی بود،

اما یک عادت خطرناک داشت: برای طراحی هر درس، آنقدر کتاب و منبعِ مختلف جمع می‌کرد که گاهی تا پایان ترم، هیچ طرح درس مشخصی به شاگردانش نمی‌داد. او در دریایی از «اطلاعات احتمالی» غرق شده بود.

یک روز یکی از دانشجویان باهوشش به او گفت: «استاد، ماه‌هاست منتظریم شروع کنید،

اما شما مدام می‌گویید هنوز منابع کامل‌تری برای بررسی وجود دارد.»

استاد نگاهی به قفسه‌های پر از کتابش انداخت و برای اولین بار لرزش دستش را حس کرد.

او فهمید که دچار فلج تحلیلی شده است.

او با جستجوی «اطلاعات بی‌نهایت»، در واقع داشت از «مسئولیت عمل کردن» فرار می‌کرد.

شاگردانش در حال فراموشی درس بودند، چون او همچنان درگیر خواندن سرفصل‌های جدید بود.

استاد همان لحظه یکی از سنگین‌ترین کتاب‌ها را بست و گفت: «بسته است.

از همین لحظه با همین دانسته‌های فعلی، تدریس را شروع می‌کنیم.

خطا خواهیم کرد، اما در حین عمل، آن‌ها را اصلاح می‌کنیم.

انتظار برای قطعیت مطلق، یعنی پوسیدن در سکون.»

کلاس، برای اولین بار زنده شد. آن‌ها نه با یک نقشهٔ ۱۰۰٪ کامل، بلکه با یک نقشهٔ ۷۰٪ و با شجاعتِ حرکت، مسیر را پیدا کردند.


درس کوتاه

جمع‌آوری بی‌پایان داده‌ها، فریب ذهن برای ترس از شروع است.

در دنیای واقعی، «مه» همیشه هست.

با همان داده‌های کافی (حدود ۷۰٪)، اقدام کن و مسیرت را در حین حرکت اصلاح کن.

عمل ناقص، همیشه بر سکون مطلق برتری دارد.

#عمل‌گرایی #تصمیم_گیری #هوش_عملکردی #رهایی_از_کمالگرایی #مدیریت_زمان

استاددرسشروعدرس زندگیداستان کوتاه
۱۴
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید