
سعید و رامین سالها بود که با هم ورزش میکردند. رامین مدتی بود که برای کنترل فشار خونش، طبق دستور پزشک دارو مصرف میکرد. یک روز صبح، رامین با هیجان یک ویدیو در اینستاگرام به سعید نشان داد. یک اینفلوئنسرِ خوشتیپ با لیوان سبزی در دست میگفت: «آب کرفس ناشتا، تمام سموم را میشوید و هر بیماری، از جمله فشار خون را درمان میکند. داروهای شیمیایی را دور بریزید!»
رامین، شیفتهی آن ظاهرِ براق و اعتمادبهنفسِ آن شخص شد. با خودش گفت: «چرا بدنم را با قرص پر کنم؟» او بدون هیچ تحقیقی، مصرف داروهایش را قطع کرد و هر صبح یک پارچ آب کرفس میخورد. او فکر میکرد این یعنی «زندگی سالم».
هفتهی سوم، وسط تمرینِ پا، رامین ناگهان دچار سرگیجهی شدید شد و روی زمین افتاد. صورتش برافروخته بود و ضربان قلبش نامنظم. وقتی در درمانگاه بههوش آمد، پزشک با عصبانیت گفت: «فشار خونت به مرز خطرناکی رسیده! چرا داروهات رو قطع کردی؟»
رامین با خجالت گفت: «شنیده بودم آب کرفس معجزه میکنه...»
پزشک آهی کشید و گفت: «آب کرفس سبزیِ خوبیه، اما جایگزین علم پزشکی نیست. تو سلامتت رو فدای یک ادعای بیسند کردی که فقط برای جذبِ فالوور ساخته شده بود.»
رامین متوجه شد که پیروی کورکورانه از ترندها، او را تا لبهی پرتگاه برده بود. او یاد گرفت که بدن، آزمایشگاه حدس و گمانهای مجازی نیست.
درس کوتاه:
سلامتی، گرانبهاترین دارایی ماست و نباید بازیچهی «شبهعلم» و حرفهای خوشآبورنگِ مجازی شود. عقلانیت حکم میکند که هر ادعای درمانی را پیش از عمل، با متخصص و منابع معتبر علمی بسنجیم. لایکهای یک ویدیو، هیچگاه ضامنِ درستیِ محتوای آن نیستند.
#سلامت_هوشمندانه #نه_به_شبه_علم #عقلانیت #مسئولیت_فردی #فریب_مجازی