
سامان یک مربی ورزشی بود که دانش خوبی داشت، اما صفحهاش در فضای مجازی رشد نمیکرد. رقبای او با حرفهای عجیب و غریب، هزاران دنبالکننده جذب کرده بودند. یک شب، سامان وسوسه شد. ویدیویی ضبط کرد و با لحنی نگران گفت: «اگر این میوهی معمولی را بخورید، بدنتان به سرعت پیر میشود!»
او میدانست این حرف هیچ پایهی علمی محکمی ندارد، اما میدانست که ترساندن مردم، کلیک میگیرد. ویدیو مثل بمب منفجر شد. فالوورها به سرعت بالا رفتند و همه او را تحسین کردند. اما چند روز بعد، یکی از شاگردانش را دید که با اضطراب شدید میگفت دیگر جرئت نمیکند لب به میوه بزند و هزینهی گزافی بابت مکملهای جایگزین پرداخته است.
سامان با دیدن چهرهی وحشتزدهی آن جوان، به خودش آمد. او فهمید که برای بزرگ کردن نام خودش، بذر جهل و اضطراب را در دل مردم کاشته است. او شاید «دیده» شده بود، اما به قیمت آسیب زدن به روان و سلامت دیگران. او همان شب ویدیو را پاک کرد؛ چون فهمید اعتباری که روی ستونهای دروغ بنا شود، خانهای روی آب است.
درس کوتاه:
رشد کردن به قیمت فریب دیگران یا ایجاد ترس واهی، نه موفقیت است و نه افتخار.
هرگز نباید آگاهی جامعه را قربانی برند شخصی کرد.
شهرتی که با ترویج نادانی به دست بیاید، در نهایت به تخریب شخصیت خود انسان منجر میشود.
#اخلاق_رسانه #آگاهی #فریب_عمومی #برند_شخصی #مسئولیت_اجتماعی
اگر این نوع نوشتهها برات الهامبخشه،
در Threads با من همراه شو:
@mehdimdzh_prism
و برای مطالب کاملتر، نسخههای صوتی و آرشیو نوشتهها در روبیکا:
@mindprism